گنجور

غزل ۶۳۵

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگرم حیات بخشی و گرم هلاک خواهی

سر بندگی به حکمت بنهم که پادشاهی

من اگر هزار خدمت بکنم گناهکارم

تو هزار خون ناحق بکنی و بی گناهی

به کسی نمی‌توانم که شکایت از تو خوانم

همه جانب تو خواهند و تو آن کنی که خواهی

تو به آفتاب مانی ز کمال حسن طلعت

که نظر نمی‌تواند که ببیندت که ماهی

من اگر چنان که نهیست نظر به دوست کردن

همه عمر توبه کردم که نگردم از مناهی

به خدای اگر به دردم بکشی که برنگردم

کسی از تو چون گریزد که تواش گریزگاهی

منم ای نگار و چشمی که در انتظار رویت

همه شب نخفت مسکین و بخفت مرغ و ماهی

و گر این شب درازم بکشد در آرزویت

نه عجب که زنده گردم به نسیم صبحگاهی

غم عشق اگر بکوشم که ز دوستان بپوشم

سخنان سوزناکم بدهد بر آن گواهی

خضری چو کلک سعدی همه روز در سیاحت

نه عجب گر آب حیوان به درآید از سیاهی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برگ سبز » شمارهٔ ۲۵۳ » (دشتی) (۰۷:۰۴ - ۰۹:۴۲) نوازندگان: کسایی، حسن (‎نی) خواننده آواز: قوامی (فاخته‌ای)، حسین سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: اگرم حیات بخشی و گرم هلاک خواهی

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمود رضا نعمتیان نوشته:

در بیت چهارم مصراع دوم “که ماهی” باید به “کماهی”اسلاح شود
کماهی کلمه عربیست به معنی “همانطور که هست”یعنی آنقدر مثل آفتاب نورانی هستی که چشم نمیتواند که آنگونه که هستی تو را ببیند.درنسخه مرحوم فروغی هم همینگونه است.

محسن گیوی نوشته:

کماهی درست است.
یعنی آن طور که واقعیت وجودیش هست که واقعیت وجودیش رو که نمیشه دید(با چشم سر) چون پشت هر ذره ای خود اوست (حضرت حق)

آفتابی در یکی ذره نهان
ناگهان آن ذره بگشاید دهان
ذره ذره گردد افلاک و زمین
پیش آن خورشید چون جست از کمین

و حضرت محمد (ص) دعاشون این بوده
اللهم ارنی الاشیاء کما هی

محسن گیوی نوشته:

من اگر چنان که نهیست نظر به دوست کردن
همه عمر توبه کردم که نگردم از مناهی

یا بگردم از مناهی، که البته هر دوش درسته یعنی اینکه روی از مناهی و منهیات بر نگردانم
به قول استاد :
عشق ارگنه است و جرم من فریاد
یک عمر الهیا، خطا کردم

یعنی من یه عمر عاشقی کردم اگر این گناه دیگه هرچی دوست دارید بنویسید
و مولانا میگه زهی گناه که کفراست توبه کردن ازاو

دانشجو نوشته:

دوستان، “که ماهی” درست است. معنیش هم کاملا مشخص و واضح هست. میگه” تو از زیبایی به قدری درخشانی که دیگران فکر میکنند تو خورشیدی و نمی تونن ببینن که تو ماه هستی”. ماه نماد روی زیباست.
موفق باشید

سعید خرمی نوشته:

سلام به دوستان
به نظر می رسد در بیت چهارم کماهی درست باشد چون سعدی می فرماید :
کمال،زیبایی وشکوه تو(معشوق)همانند آفتاب است و به این علت است که،نظر نمی تواند تو را ببیند(آفتاب سرچشمه نور است و چشم قادر به دیدن آن نیست)
حال معشوق واقعی خداوند است(چون در بیت اول می فرماید حیات و هلاک ما دست توست و حکم و پادشاهی جهان دست نیز از آن توست ) و :
ا… نور السموات والارض
چون خداوند سرچشمه تمام نورها است و در اصل نور مطلق است قابل دیدن نیست

روفیا نوشته:

بله سعید خرمی گرامی
همینطور است که میفرمایید .
اشاره به درخواست پیامبر از خداوند دارد که تقاضا کرد :
رب ارنی الاشیاء کماهی
خداوندا اشیا را همانطور که هستند به من نشان بده .

محسن حیدرزاده نوشته:

درست است که ادر این بیت ” کماهی ” عربی معنی اصلی و قرییب است اما ایهاماً اشاره ای هم به ماه داردبه خصوص که با خورشید تناسب دارد ، علاوه بر این اگر با املای ” که ماهی ” نوشته شود ، “ماهی ” عربی به معنی ” این چیست ” نیز قابل برداشت است ، دهخدا ذیل ” ذوالمعنیین ” به تفصیل در باره ی این آرایه بحث کردهو مثال های زیبایی آورده است ؛ آخرین مثال را که با این بیت بی شباهت نیست ، عیناً نقل میکنم :
“عماد فقیه گفته :
دل عکس رخ خوب تو در آب روان دید
واله شد و فریاد برآورد که ماهی .
ازلفظ ماهی چهار معنی حاصل شود اول ماه دوم ماهی سوم ماء استفهامیه چهارم آب فتامل . (آنندراج از مطلع السعدین وارسته .).

فاطمه نوشته:

کسی از تو چون گریزد که تواش گریز گاهی
خیلی بیت قشنگیه

کانال رسمی گنجور در تلگرام