گنجور

غزل ۶۲۵

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شبست و شاهد و شمع و شراب و شیرینی

غنیمتست چنین شب که دوستان بینی

به شرط آن که منت بنده وار در خدمت

بایستم تو خداوندوار بنشینی

میان ما و شما عهد در ازل رفته‌ست

هزار سال برآید همان نخستینی

چو صبرم از تو میسر نمی‌شود چه کنم

به خشم رفتم و بازآمدم به مسکینی

به حکم آن که مرا هیچ دوست چون تو به دست

نیاید و تو به از من هزار بگزینی

به رنگ و بوی بهار ای فقیر قانع باش

چو باغبان نگذارد که سیب و گل چینی

تفاوتی نکند گر ترش کنی ابرو

هزار تلخ بگویی هنوز شیرینی

لگام بر سر شیران کند صلابت عشق

چنان کشد که شتر را مهار دربینی

ز نیکبختی سعدیست پای بند غمت

زهی کبوتر مقبل که صید شاهینی

مرا شکیب نمی‌باشد ای مسلمانان

ز روی خوب لکم دینکم ولی دینی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دکتر ترابی نوشته:

مصراع دوم از بیت اول بدین صورت نیز ضبط شده است: غنیمت است دمی روی دوستان بینی و دربیت دوم : کمر ببندم و تو شاهوار بنشینی

سعدی در صدر است نوشته:

کسی به بیت آخر توجه کرده؟؟؟؟؟؟ خیلی معنی داره….پیامبر به کافران گفت که: لکم دینکم ولی دین: دین من برای خودم ودین شما برای خودتان…..سعدی به مسلمانانی که نصیحتش میکردند که دراسلام نظر بازی حرام است..جواب دندان شکنی داده…درواقع دین خودش رو از اونها جدا دیده….استاد سخنی واقعا دمت گرم….

حسین نوشته:

با سلام .
این شعر فکر کنم بیشتر معنای زمینی و مادی دارد تا عرفانی و روحانی !
نظر دوستان چیست ؟؟

شمس الحق نوشته:

حسین آقا جسارت حقیر را ببخشید ، اما مگر عرفانی و روجانی در کجاست جز زمین ؟ و اگر پاسخ این سؤال ساده اینست که در آسمان ، در کدام آسمان است دوست محترم ؟!

حسین نوشته:

برادر فاضل ، جناب شمس الحق ! :
منظورم این بود که خطاب به معشوق ازلی و خدا نبوده بلکه خطاب به معشوق زمینی بوده .
مانند شعر ” ای ساربان آهسته ران … ” که برخی گفته اند سعدی در مرگ یار عزیز خود ( احتمالا همسرش ) آن را سروده و از شعر نیز تقریبا همین بر می آید .
مگر نه در عابد و عالم و عارف بودن سعدی کسی جرات شک و تردید ایجاد کردن ندارد !
با تشکر فراوان .

امیری نوشته:

مصراع دوم از بیت اول در جائی اینگونه دیدم: غنیمت است دمی روی یاران بینی

رستمی نوشته:

شبست و شاهد و شمع و شراب و شیرینی
فکر میکنم سعدی اشاره دارد به هفت شین نوروزی در آن دوره که بعدها به هفت سین تغیر پیدا کرد

محمد نوشته:

من از دوستانی که اشعار سعدی را به اصطلاح”زمینی”میدانند تعجب میکنم.فهم عرفانی از اشعار این بزرگان زمانی حاصل میشود که حداقل، خواننده دامنی هر چند کوتاه در دریای معرفت تر کرده باشد.سعدی در بیت سوم سخننی مهم و عرفانی میگوید.
میان ما و شما عهد در “ازل” رفته ست…

محبوبه ذوالقدر نوشته:

سلام دوستان و اساتید محترم
روی سخنم با سعدی است و البته در جواب این غزل
زیبا و ناب:
برای من که غمین و شکسته و زارم
غزلسرای قدیمی همیشه تسکینی

. نوشته:

بیت آخر
و لی دینی
نه، ولی دینی

احسان نوشته:

در این غزل سعدی دوبار از و هر دوبار در ابتدای مصرع دوم استفاده کرده : … هزار سال برآید همان نخستینی
…هزار تلخ بگویی هنوز شیرینی
انگار این غزل سعدی رویکردی همراه با تداوم و دیر اندیشی دارد
انگار محبوب دیرینه ای در میان آن شاهد های بیت اول بوده که دیر زمانی بر مقام خود باقی مانده

کانال رسمی گنجور در تلگرام