گنجور

غزل ۶۰۸

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای سرو حدیقه معانی

جانی و لطیفه جهانی

پیش تو به اتفاق مردن

خوشتر که پس از تو زندگانی

چشمان تو سحر اولین اند

تو فتنه آخرالزمانی

چون اسم تو در میان نباشد

گویی که به جسم در میانی

آن را که تو از سفر بیایی

حاجت نبود به ارمغانی

گر ز آمدنت خبر بیارند

من جان بدهم به مژدگانی

دفع غم دل نمی‌توان کرد

الا به امید شادمانی

گر صورت خویشتن ببینی

حیران وجود خود بمانی

گر صلح کنی لطیف باشد

در وقت بهار و مهربانی

سعدی خط سبز دوست دارد

پیرامن خد ارغوانی

این پیر نگر که همچنانش

از یاد نمی‌رود جوانی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمید نوشته:

یا ابرفرز، این چیه “چشمان تو سحر اولین اند
تو فتنه آخرالزمانی”

Nariman نوشته:

نمیدونم کی باید قبول کنیم که اکثر معشوق های شعر فارسی در اشعار کلاسیک ایران مذکر هستند. خط سبز یکی از مشخصه های جوانان نوخط یا امرد بود که آن زمان شاعران از طریق این نشانه ها معشوق مذکر رو معرفی میکردند. البته خیلی بحث مفصلیه بحث شاهدبازی من فقط کوتاه اشاره کردم. البته اینو بگم اینجور تفاسیر برای معشوق مذکر چیزی از بزرگی سعدی کم نمیکنه

کانال رسمی گنجور در تلگرام