گنجور

غزل ۵۹۲

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

روی بپوش ای قمر خانگی

تا نکشد عقل به دیوانگی

بلعجبی‌های خیالت ببست

چشم خردمندی و فرزانگی

با تو بباشم به کدام آبروی

یا بگریزم به چه مردانگی

با تو برآمیختنم آرزوست

وز همه کس وحشت و بیگانگی

پرده برانداز شبی شمع وار

تا همه سوزیم به پروانگی

یا ببرد خانه سعدی خیال

یا ببرد دوست به همخانگی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

منصورگروسی نوشته:

سلام

روان ان زنده یاد شاد باد

و یادش مدام گرامی

در این غزل دلنشین

سعدی زیبا دل فرموده است

روی بپوش ای قمر خانگی

تا نکشد عقل به دیوانگی

نظر به اینکه مخاطب سعدی علیه الرحمه

قمر خانگی بوده است

و توجه باینکه

(( تا )) در مصرع دوم جواب مصرع اول است

به این مفهوم که

جهت اینکه تو عقل مرا به دیوانگی نکشانی

پس روی بپوش ای قمر خانگی

بنابراین چنین بنظر می نماید

که مصرع دوم اینگونه سرایش گردیده باشد

روی بپوش ای قمر خانگی

(((( تا نکشی عقل به دیوانگی ))))

پایدار مانید

شمس الحق نوشته:

سلام برشما جناب گروسی
فرمایش شما در جای خود نیکوست و شعرحضرتعالی میتوانست چنین باشد اما دوست عزیز این استاد سخن است .
اگرشعرسعدی آنچنانکه مندرج است را بسبک خودتان معنی کنیم این حاصل کارست
جهت اینکه کارعقل من بدیوانگی نکشد
روی بپوش ای قمرخانگی
…………….
روی بپوش ای قمرخانگی
تا نکشد عقل به دیوانگی [ تا کارعقل من بدیوانگی نکشد]

منصورگروسی نوشته:

سلام

جناب اقای شمس الحق

بنده معترض به استاد سخن بودن سعدی نیستم دوست گرامی که جنابعالی فرموده اید

این استاد سخن است

بلکه سعدی علیه الرحمه را در بین غزلسرایان زبان شیرین پارسی بی بدیل و بدون نظیر می دانم

و تا کنون طبعی به لطافت طبع سعدی

از مادر زمانه زاده نگردیده است

اما نظر باینکه در مصرع اول منادی قمر خانگی است

یا بهتر عرض نمایم

قمرخانگی در مصرع اول مخاطب قرار گرفته است

بنابراین چنین بنظر میرسد که مصرع دوم این بیت

میتوانسته چنین سرایش گردیده باشد

تا نکشی عقل به دیوانگی

پس روی بپوش ای قمر خانگی

البته در صورتی انچه مندرج گشته

مبنی قرار دهیم

خطاب به قمر خانگی در مصرع اول بسته گردیده

و در مصرع دوم

عارضه ی نپوشیدن روی از طرف قمر خانگی

کشیدن عقل به دیوانگی است

که در اینصورت بیت اول میتواند مبتدا

و بیت دوم خبر آن باشد

و در غیر اینصورت بیت اول منادی که قمر خانگیست

در بیت دوم نیز منادی مستتر خواهد بود

در یای ((ی )) نکشی

موفق باشید

منصورگروسی نوشته:

با عرض پوزش در انتهای کامنت مصرع را اشتباها

بیت نگارش نمودم

که بدینوسیله تصحیح میگردد

که در غیر اینصورت در مصرع اول قمرخانگی منادی

و در مصرع دوم منادی که قمر خانگی است در حرف ( ی ) در واژه ی

نکشی مستتر خواهد بود

که در هر دو صورت بیت صحیح

اما با توجه به طبع لطیف سعدی

و مراجعه به بیت بعد از ان که می فرماید

بلعجبیهای (( خیالت )) ببست

حرف ((ت )) در واژه ی خیالت

چنین مستفاد میگردد

که در بیت مطلع نیز می باید

نکشی باشد نه نکشد

موفق و کامروا باشید

مینا مرادی نوشته:

درود.
منطق زبان شعر با منطق زبان معیار متفاوت است…
پس جابجایی ارکان جمله از نظر دستوری اگر سنجیده و بجا انجام شود هنری، زیبا و شاعرانه ست!
پس نمی توان تقدم خبر را بر مبتدا را دلیل محکمی دانست جناب گروسی…
ضمن آنکه اصطلاح مبتدا و خبر بیشتر در زبان عربی کاربرد دارد…بنده نهاد و گزاره را ترجیح می دهم

مجتبی نوشته:

آقای گروسی گرامی اگر اشتباه می کنم مرا ببخشید ولی فکر می کنم که شما «نکشد» زا با ضمه بر حرف ک می خوانید؛ کشتن، در حالیکه استاد سخن آنرا با کسره افاده کرده اند؛ کشیدن.

مجتبی نوشته:

با درود، لطفا حاشیه ای را که چند لحظه پیش فرستادم منتشر نکنید. مهر پیش

کانال رسمی گنجور در تلگرام