گنجور

غزل ۵۷۶

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگر گلاله مشکین ز رخ براندازی

کنند در قدمت عاشقان سراندازی

اگر به رقص درآیی تو سرو سیم اندام

نظاره کن که چه مستی کنند و جانبازی

تو با چنین قد و بالا و صورت زیبا

به سرو و لاله و شمشاد و گل نپردازی

کدام باغ چو رخسار تو گلی دارد

کدام سرو کند با قدت سرافرازی

به حسن خال و بناگوش اگر نگاه کنی

نظر تو با قد و بالای خود نیندازی

غلام باد صبایم غلام باد صبا

که با کلاله جعدت همی‌کند بازی

بگوی مطرب یاران بیار زمزمه‌ای

بنال بلبل مستان که بس خوش آوازی

که گفته‌ست که صد دل به غمزه‌ای ببری

هزار صید به یک تاختن بیندازی

ز لطف لفظ شکربار گفته سعدی

شدم غلام همه شاعران شیرازی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شکوه نوشته:

گلاله به معنی کلاله یا دسته مو مجعد پیشانی است اما !جایی خوانده ام که گلاله بالشی بوده که زنان زیر لباس بر روی سرینشان میبستند تا بزرگتر جلوه کند

دکتر ترابی نوشته:

کلاله هم چنین بخش زبرین مادگی گل است همان که دانه‌ی گرده را به خویش می خواند تا میوه و دانه به بار آوردو در این غزل البته مراد کلاله‌ی گیسوست.

کانال رسمی گنجور در تلگرام