گنجور

غزل ۵۵۸

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر نوبتم که در نظر ای ماه بگذری

بار دوم ز بار نخستین نکوتری

انصاف می‌دهم که لطیفان و دلبران

بسیار دیده‌ام نه بدین لطف و دلبری

زنار بود هر چه همه عمر داشتم

الا کمر که پیش تو بستم به چاکری

از شرم چون تو آدمیان در میان خلق

انصاف می‌دهد که نهان می‌شود پری

شمشیر اختیار تو را سر نهاده‌ام

دانم که گر تنم بکشی جان بپروری

جز صورتت در آینه کس را نمی‌رسد

با صورت بدیع تو کردن برابری

ای مدعی گر آن چه مرا شد تو را شود

بر حال من ببخشی و حالت بیاوری

صید اوفتاد و پای مسافر به گل بماند

هیچ افتدت که بر سر افتاده بگذری

صبری که بود مایه سعدی دگر نماند

سختی مکن که کیسه بپرداخت مشتری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید علی انجو نوشته:

سلام
کلیات سعدی تصحیح محمد علی فروغی بیت چهارم را این چنین آورده:

از شرم چون تو آدمیئی در میان خلق
انصاف می دهم که نهان می شود پری

یعنی در مصرع اول «آدمیان» را «آدمیئی» و در مصرع دوم «انصاف می دهد» را «انصاف می دهم» آورده که به نظرمیرسد معنای صحیح تری هم دارد

ضمناً در برخی نسخ مصرع دوم از بیت هفتم را به جای «حالت بیاوری» با «رحمت بیاوری» به پایان برده اند

درود بیکران بر همه ی شما دست اندرکاران تقویت و ترویج فرهنگ ایران

کسرا نوشته:

زیبااااست

فرخ نوشته:

@سبد علی:
من نسخه فروغی/هوشنگ رهنما چاپ هرمس رو دارم. در اون نسخه دقیقا بر عکس چیزی که شما میگید هست و همان متن درج شده سایت گنجور صحیحه.

کانال رسمی گنجور در تلگرام