گنجور

غزل ۵۵۴

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کس درنیامدست بدین خوبی از دری

دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری

خورشید اگر تو روی نپوشی فرورود

گوید دو آفتاب نباشد به کشوری

اول منم که در همه عالم نیامده‌ست

زیباتر از تو در نظرم هیچ منظری

هرگز نبرده‌ام به خرابات عشق راه

امروزم آرزوی تو درداد ساغری

یا خود به حسن روی تو کس نیست در جهان

یا هست و نیستم ز تو پروای دیگری

بر سرو قامتت گل و بادام روی و چشم

نشنیده‌ام که سرو چنین آورد بری

رویی که روز روشن اگر برکشد نقاب

پرتو دهد چنان که شب تیره اختری

همراه من مباش که غیرت برند خلق

در دست مفلسی چو ببینند گوهری

من کم نمی‌کنم سر مویی ز مهر دوست

ور می‌زند به هر بن موییم نشتری

روزی مگر به دیده سعدی قدم نهی

تا در رهت به هر قدمت می‌نهد سری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۳۵۰ » (ماهور) (۱۲:۲۴ - ۱۵:۲۵) نوازندگان: جلیل شهناز (‎تار) خواننده آواز: قوامی (فاخته‌ای)، حسین سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: کس در نیامده است بدین خوبی از دری

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کسرا نوشته:

من شعر رو با سعدی شناختم… با شعر های سعدی بزرگ شدم… عاشق شدم … و تا آخرین نفس عشق سعدی در قلبم خواهد ماند… سعدی برای من بهترین و بزرگترین است… فقط به ترکیب و قافیه بندی و معنی و آهنگ این شعر دقت کنید… این شعر مجموعه بی نظیری از خلاقیت و هنر و ذوق و شوق و علم و عشق♥ … است… خدایا من حقیر رو با سعدی محشور کن… فدای خاک پاکش ♥♥ تیرماه ۱۳۹۴

کسرا نوشته:

نمیدونم سعدی بزرگ از این کار بنده راضی هست یا خیر… اما با اجازش میخوام یک ۲ بیتی ترکیبی رو از این شعر و شعر دیگری از خودشون تقدیم به روح بزرگوارش و همه ی دوست داران سعدی کنم…

کس درنیامدست بدین خوبی از دری
دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری

فکرم به منتهای جمالت نمی‌رسد
کز هر چه در خیال من آید نکوتری…

سعدی منو ببخش
روحت شاد ♥♥

کسرا نوشته:

در بیت هشتم اگر بجای * غیرت برند حلق * از ( حسرت خورند خلق) استفاده میشد بنظر بنده زیباتر و پر معنی تر بود…
(همراه من مباش که حسرت خورند خلق
در دست مفلسی چو ببینند گوهری)
البته در ادبیات امروزی این جایگزینی بنده مفهوم بیشتری دارد و آن دوران را نمیدانم… وگرنه از جناب سعدی کوچکترین ایرادی نمیشود گرفت… نه من… بلکه استادان و بزرگان رشته ی ادبیات هم نمیتوانند…
سعدی بزرگوار بازهم منو ببخش…

مهتاب خوبدل نوشته:

سلام.
فکر نمیکنم عاشقانه تر .لطیف تر .پرتصویرتر و زیباتر از غزلهای حضرت سعدی بشه پیدا کرد. واژه ها.ترکیبها و تصویرسازیهایی که جسم و روح آدم رو تازگی میبخشه .هنوز نتونستم بپذیرم که میشه زیباتر از زبان سعدی زبانی یافت.

مهتاب خوبدل نوشته:

جناب آقای کسرا حضرت سعدی واژه ی غیرت رو به درستی و در جای خود بکار بردن .دراینجا واژه ی غیرت به معنای رشک بردن و حسد استفاده شده و مانند بسیاری از واژه ها در زبان ارزشمند فارسی دارای چند مفهوم است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام