گنجور

غزل ۵۴۹

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دانمت آستین چرا پیش جمال می‌بری

رسم بود کز آدمی روی نهان کند پری

معتقدان و دوستان از چپ و راست منتظر

کبر رها نمی‌کند کز پس و پیش بنگری

آمدمت که بنگرم باز نظر به خود کنم

سیر نمی‌شود نظر بس که لطیف منظری

غایت کام و دولتست آن که به خدمتت رسید

بنده میان بندگان بسته میان به چاکری

روی به خاک می‌نهم گر تو هلاک می‌کنی

دست به بند می‌دهم گر تو اسیر می‌بری

هر چه کنی تو برحقی حاکم و دست مطلقی

پیش که داوری برند از تو که خصم و داوری

بنده اگر به سر رود در طلبت کجا رسد

گر نرسد عنایتی در حق بنده آن سری

گفتم اگر نبینمت مهر فرامشم شود

می‌روی و مقابلی غایب و در تصوری

جان بدهند و در زمان زنده شوند عاشقان

گر بکشی و بعد از آن بر سر کشته بگذری

سعدی اگر هلاک شد عمر تو باد و دوستان

ملک یمین خویش را گر بکشی چه غم خوری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۳ مخصوص » (همایون) (۳۶:۴۹ - ۳۸:۰۴) نوازندگان: ارکستر گل‌ها به رهبری جواد معروفیترانه سرا: سعدی شیرازی خواننده ترانه: پروین آهنگساز: شیدا تنظیم آهنگ: جواد معروفی مطلع شعر ترانه: دانمت تا آستین چرا پیش جمال می بری

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ادروک نوشته:

مطلق به فارسی اوند می شود با آوند اشتباه نشود اوند از الف بعلاوه وند یعنی بند درست شده است و می دانیم الف بر سر کلمات انها را وارون می کند یا منفی می سازد پس اوند یعنی رها ازاد و مطلق

ادروک نوشته:

رسمی می شود آیینمند و غیر رسمی نا آیینمند

گشتاسب نوشته:

مُلکِ یمین= یمین الملک، فرد دست راست پادشاه.

کانال رسمی گنجور در تلگرام