گنجور

غزل ۵۴

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سرو چمن پیش اعتدال تو پست است

روی تو بازار آفتاب شکسته‌ست

شمع فلک با هزار مشعل انجم

پیش وجودت چراغ بازنشسته‌ست

توبه کند مردم از گناه به شعبان

در رمضان نیز چشم‌های تو مست است

این همه زورآوری و مردی و شیری

مرد ندانم که از کمند تو جسته‌ست

این یکی از دوستان به تیغ تو کشته‌ست

وان دگر از عاشقان به تیر تو خسته‌ست

دیده به دل می‌برد حکایت مجنون

دیده ندارد که دل به مهر نبسته‌ست

دست طلب داشتن ز دامن معشوق

پیش کسی گو کش اختیار به دست است

با چو تو روحانیی تعلق خاطر

هر که ندارد دواب نفس‌پرست است

منکر سعدی که ذوق عشق ندارد

نیشکرش در دهان تلخ کبست است

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

احسان پورعابدین نوشته:

در مصرع آخر بجاب کبستست باید بدین گونه اصلاح گردد: که بستست به معنای چه کسی بسته است

امین کیخا نوشته:

إحسان جانم کبست نوعی گیاه تلخ است و همین پیکر نگاشته شده درست است و نیازی به گردانش نداریم

امین کیخا نوشته:

گمانم حنظل باشد و ان لغتی به ستاک پارسی است

شایق نوشته:

با سلام در رابطه با بیت اخر یکی از معانی کبس غذا است و بنابراین سعدی میگوید کسی که عاشق نیست اگر شکر در دهان هم بگذارذ مانند این است که غذای تلخی خورده است و بالعکس شخص عاشق خداوند زهر در دهانش طعم شکر می دهد و نیش برای او نوش است

ناباور نوشته:

کبست به معنی هندوانه ابوجهل است یا خربزه ی تلخ ، به عربی حنظل
به شاخی همی یازی امروز دست
که برگش بود زهر و بارش کبست .
فردوسی
زین حریفان وفا و عهد مجوی
از درخت کبست شهد مجوی .
سنایی
بسیار تلخ است ، به زهر تشبیه شده

شایق نوشته:

با سلام و سلام ویژه خدمت جناب ناباور این فقیر نگفت معنی کبس حنظل نیست بلکه گفتم یکی از معانی ان غذاست کافی است به کتب لغت رجوع کنید تا باور کنید ومنظور سعدی در این شعر این معنی اخیر است

کوکب نوشته:

شایق جان
آن ”ناباور“ از کبست میگوید و شما از کبس
من که درین شعر لغت کبس ندیدم
حتما اشتباهی شده که با کمی دقت در فرمایش استاد کیخا رفع خواهد شد
ضمن اینکه آقا / خانم ناباور از تحریف معنای شعر خیلی مؤدبانه ، با دلیل و بسیار منطقی جلو گیری کردند کبست است یعنی تلخ است مانند حنظل
من به جای شما از ایشان معذرت میخواهم و تشکر میکنم

شایق نوشته:

با سلام خدمت دو سرور گرامی عرض بوزش دارم اشتباه از طرف من است کبس با کبست فرق می کند از راهنمایی شما سروران کمال تشکر را دارم اما معنی بیت چندان تفاوتی نمی کند یعنی غیر عاشق طعم واقعی شیرینی را نمی تواند درک نماید

حمیدرضا نوشته:

این که «بازنشسته» به معنای امروزین آن لغتی قدیم‌تر از عصر معاصر باشد برای من باعث تعجب و البته شک است. اما گویا در لغتنامهٔ دهخدا بیت دوم همین غزل را به عنوان شاهد لغت بازنشسته آورده:
http://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA%D9%87

محبوبه ذوالقدر نوشته:

سلام
باز هم در جواب سعدی پاک:تقدیم به استاد عشق
هر که شد اسیر روی ماه تو جانا
از غم زنجیر هر چه غیر تو رسته است
نگویید که قافیه اشکال دارد که امکان ندارد.

7 نوشته:

منکر سعدی که ذوق عشق ندارد
نیشکرش در دهان تلخ کبست است
منکر سعدی(زاهد عبوس) با آن زهد تلخ و ریاکارانه اش بویی از عشق نبرده است

کانال رسمی گنجور در تلگرام