گنجور

غزل ۵۳

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دیدار تو حل مشکلات است

صبر از تو خلاف ممکنات است

دیباچهٔ صورت بدیعت

عنوان کمال حسن ذات است

لبهای تو خضر اگر بدیدی

گفتی: «لب چشمه حیات است!»

بر کوزهٔ آب نه دهانت

بردار که کوزهٔ نبات است

ترسم تو به سحر غمزه یک روز

دعوی بکنی که معجزات است

زهر از قبل تو نوشدارو

فحش از دهن تو طیبات است

چون روی تو صورتی ندیدم

در شهر که مبطل صلات است

عهد تو و توبهٔ من از عشق

می‌بینم و هر دو بی ثبات است

آخر نگهی به سوی ما کن

کاین دولت حسن را زکات است

چون تشنه بسوخت در بیابان

چه فایده گر جهان فرات است

سعدی غم نیستی ندارد

جان دادن عاشقان نجات است

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ارجمندی نوشته:

بیت سوم گر درست است نه اگر

خادمی نوشته:

در بیت ” اگر ” کاملاً صحیح می باشد و وزن شعر هم رعایت می شود و لذا هیچ دلیلی بر اصلاح آن نمی بینم. تازه چنانچه ” اگر ” رو وارد کنیم وزن بیت دچار مکث و سکته می شود.

امین کیخا نوشته:

بدیع را نوآیین فردوسی می نوشته است

امین کیخا نوشته:

وه که سعدی نیکو سخن چه می خواند ،

باربد لَوَند نوشته:

وزن “مفعول مفاعلن مفاعیل” با هجای پایانی مصرع‌ها همخوان‌تر است.
(در شرح غزل‌های سعدی؛ دکتر برزگرخالقی و دکتر تورج عقدایی، هم همین وزن آمده است)

سعید نوشته:

در بیت سوم هم ” گر ” و هم ” اگر ” روایی دارند منتها با ” اگر ” شعر روان تر ادا خواهد شد .
چندان فرقی بین فعولن و مفاعیل نیست منتها دوستمون آقای باربد از یک نظر حق دارند و اون اینه که ردیف غزل چون یکی از مهمترین عوامل موسیقیایی شعر محسوب میشه بنابراین مصاریع مردف ملاک بهتری هستند برای استخراج وزن و بحر .
یکی از شیرین ترین غزلیات سعدی است !!!!!!

یاسر رییس نوشته:

درود

به نظر میرسد که مصرع دوم بیت ششم بجای واژه ی شهر بایستی شرع باشد که هم آیی در آن بافت کلامی رعایت شود .با احترام

شایق نوشته:

با سلام مشکلات بشر چیست ؟ نمونه هایی از مشکلات ۱- امروز دلار سقوط کرد فلانی سکته زد و فلج شد ۲- کارخانه فلان اتش گرفت و سهامدار اصلی ان فوت کرد ۳- قیمت طلا بالا رفت فلانی از ذوق سکته زد و بایین امد فلان کس دیگر مرد ۴- تیم ملی باخت چند نفر از سکته مردند ۵- فلان زن و شوهر سر شستن ظروف بگو مگو کردند و کارشان به طلاق انجامید ۶- فلانی بخاطر مهریه در زندان است ۷- فلان تاجر ورشکست شد و بخاطر دیونش به زندان افتاد ۸- دو کشاورز بر سر اب دعوا کردند و یکی دیگری را با بیل کشت ۹-وراث فلانی بر سر مال متوفی به جان هم افتادند و یک نفر کشته وچند نفر بشدت زخمی شدند ۱۰- خانه فلانی را بانک به خاطر بدهی جمع کرد و صاحب خانه به تیمارستان منتقل شد ۱۱-فلانی کم اورد و خود کشی کرد ۱۲- عاشقی بخاطر جواب رد شنیدن از معشوق بصورت معشوق اسید باشید و …. هزاران مشکلات از این قبیل و مشکلاتی از قبیل حرص . طمع . حسد . کم حوصلگی . بریشانی . غرور . خساست. و …اینها مسایلی است که بشر با انها دست و بنجه نرم می میکندبرخی بر اثر این مشکلات فوت میکنند و برخی خود کشی که در هر دو صورت مشکل ظاهرا حل میشود برخی به دکتر و دارو بناه می بردند و برخی به الکل و برخی به مواد مخدر که البته هیچیک از این راه حلها در واقع راه حل نیست بلکه افزایش مشکل دیگری است بس چه باید کرد تا واقعا بشر از این مشکلات نجات یابد بیشنهاد عرفا عاشقی است تا در بناه عشق انسان از خود بیخود شود و اصلا مشکلی نبیند تا بخواهد انرا حل نماید بنابراین دیدار تو حل مشکلاتست و یا بقول حافظ ( دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن )یعنی گدایی در کوی او بهتر از بادشاهی در این دنیاست و اگر انسان بنواند به اینجا برسد (از سر خواجگی کون و مکان بر خیزد ) (ای دل ار سیل فنا بنیان هستی بر کند چون ترا نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور و یا دل قوی دار که بنیان بقا محکم از اوست ) به امید روزی که بنوانیم مصداق حرفهای حافظ شویم ( ما نگوییم بد و میل به نا حق نکتیم جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم عیب درویش و توانگر به کم وبیش بد است کار بد مصلحت انست که مطلق نکنیم رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد التفاتش بمی صاف مروق نکنیم خوش برانیم جهان در تظر راه روان فکر اسب سیه و زین معرق نکنیم اسمان کشتی ارباب هنر می شکند تکیه ان به که بر این بحر معلق نکنیم گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم ) به امید ان روز

رضا نوشته:

سلام. در بیتی که گفته شده ‘زهر از قبل تو نوشدارو’ کلمه ‘قبل’ چطوری تلفظ میشه و معنای آن به زبان امروزی چی هست؟ من در خیلی از شعرهای سعدی این کلمه رو میبینم ولی نه معناشو متوجه میشم و نه طرز تلفظ. ممنون میشم جواب بدید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام