گنجور

غزل ۵۲۸

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یاد می‌داری که با من جنگ در سر داشتی

رای رای توست خواهی جنگ خواهی آشتی

نیک بد کردی شکستن عهد یار مهربان

این بتر کردی که بد کردی و نیک انگاشتی

دوستان دشمن گرفتن هرگزت عادت نبود

جز در این نوبت که دشمن دوست می‌پنداشتی

خاطرم نگذاشت یک ساعت که بدمهری کنم

گر چه دانستم که پاک از خاطرم بگذاشتی

همچنانت ناخن رنگین گواهی می‌دهد

بر سرانگشتان که در خون عزیزان داشتی

تا تو برگشتی نیامد هیچ خلق اندر نظر

کز خیالت شحنه‌ای بر ناظرم بگماشتی

هر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست

سر نهادن به در آن موضع که تیغ افراشتی

هر دم از شاخ زبانم میوه‌ای تر می‌رسد

بوستان‌ها رست از آن تخمم که در دل کاشتی

سعدی از عقبی و دنیا روی در دیوار کرد

تا تو در دیوار فکرش نقش خود بنگاشتی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید امین نبی پور نوشته:

در یکی از نسخ چاپ سنگی قدیمی چنین دیدم :

یاد می داری که با ما جنگ در سر داشتی
رای رای توست خواهی قهر خواهی آشتی

نیک بد کردی شکستن عهد یار مهربان
آن بتر کردی که بد کردی و نیک انگاشتی

دوستان دشمن گرفتن هرگزت عادت نبود
جز در این مدت که دشمن دوست می پنداشتی

آنگهت خاطر به بد عهدی گواهی می دهد
بر سرانگشتان که در خون عزیزان داشتی

هرچه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست
سرنهادن به در آن موضع که تیغ افراشتی

خاطرم نگذاشت یک ساعت که بی مهری کنم
گرچه دانستم که پاک از خاطرم بگذاشتی

تا تو برگشتی نبامد هیچ خلقم در نظر
کز خیالت شحنه ای بر خاطرم بگماشتی

هردم از شاخ زبانم میوه ای تر می رسد
بوستانها رسته زان تخمم که در دل کاشتی

سعدی از دنیا و عقبا روی در دیوار کرد
تا تو در دیوار فکرش نقش خود بنگاشتی

که البته فکر میکنم هردو مورد درست و صحیح باشد و پیشنهاد من اینست که همه نسخه های صحیح از هر شعر و نثر را در این سایت بگنجانید تا این گنجینه هرچه پربارتر و غنی تر شود…………

محسن نوشته:

شحنه ای به چه معناس؟

شمس الحق نوشته:

محسن جان شحنه یعنی پاسبان یا پلیس و شحنه ای یعنی یک پاسبان یا پاسبانی .
دوست عزیز یکی از امکانات سایت گنجور اینست که اگر روی هر کلمه دو بار کلیک فرمایی ، شما را می برد به لغتنامه دهخدا و چندین لغتنامه دیگر و از این جالب تر در بالای همان صفحه هر واژه ای را که تایپ فرمایی ، معنی آنرا برایت می نویسد .
ملاحظه فرمودی که من به جای اینکه به شما یک ماهی تقدیم کنم ، ماهیگیری آموختم .

کانال رسمی گنجور در تلگرام