گنجور

غزل ۵۲۴

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یارا قدحی پر کن از آن داروی مستی

تا از سر صوفی برود علت هستی

عاقل متفکر بود و مصلحت اندیش

در مذهب عشق آی و از این جمله برستی

ای فتنه نوخاسته از عالم قدرت

غایب مشو از دیده که در دل بنشستی

آرام دلم بستدی و دست شکیبم

برتافتی و پنجه صبرم بشکستی

احوال دو چشم من بر هم ننهاده

با تو نتوان گفت به خواب شب مستی

سودازده‌ای کز همه عالم به تو پیوست

دل نیک بدادت که دل از وی بگسستی

در روی تو گفتم سخنی چند بگویم

رو باز گشادی و در نطق ببستی

گر باده از این خم بود و مطرب از این کوی

ما توبه بخواهیم شکستن به درستی

سعدی غرض از حقه تن آیت حقست

صد تعبیه در توست و یکی بازنجستی

نقاش وجود این همه صورت که بپرداخت

تا نقش ببینی و مصور بپرستی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۱۸۰ » (شور) (۱۸:۱۲ - ۲۲:۳۴) نوازندگان: علی تجویدی (‎ویولن) خواننده آواز: مرضیه سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: یارا قدحی پُر کن از آن داروی مستی

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۱۸۲ » (شور) (۲۴:۴۴ - ۳۰:۳۴) نوازندگان: علی تجویدی (‎ویولن) خواننده آواز: مرضیه سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: یارا قدحی پُر کن از آن داروی مستی

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

.7 نوشته:

عاقل متفکر بود و مصلحت اندیش
در مذهب عشق آی و از این جمله برستی
خودپرستی را از سر بینداز و عاشق شو تا از غم چه کنم چه نکنم رها شوی

7 نوشته:

سعدی غرض از حقه تن آیت حقست
صد تعبیه در توست و یکی بازنجستی

۲- ظرفی کوچک برای نگهداری گوهر و چیزهای گرانبها

تن تو حقه ای است که درون خود گوهرهای گرانبهایی دارد و نشان درست که یکی را بازنیافتی.به آفرینش خود نگاه کن

کانال رسمی گنجور در تلگرام