گنجور

غزل ۵۰۷

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گرم راحت رسانی ور گزایی

محبت بر محبت می‌فزایی

به شمشیر از تو بیگانه نگردم

که هست از دیرگه باز آشنایی

همه مرغان خلاص از بند خواهند

من از قیدت نمی‌خواهم رهایی

عقوبت هرچ از آن دشوارتر نیست

بر آنم صبر هست الا جدایی

اگر بیگانگان تشریف بخشند

هنوز از دوستان خوشتر گدایی

منم جانا و جانی بر لب از شوق

بده گر بوسه‌ای داری بهایی

کسانی عیب ما بینند و گویند

که روحانی ندانند از هوایی

جمیع پارسایان گو بدانند

که سعدی توبه کرد از پارسایی

چنان از خمر و زمر و نای و ناقوس

نمی‌ترسم که از زهد ریایی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

7 نوشته:

زَمْر=نی زدن
نای و ناقوس=اشاره به کنیسه و کلیسا
چنان از خمر و زمر و نای و ناقوس
نمی‌ترسم که از زهد ریایی

محمد قاسمی فرد نوشته:

امروز در حال خواندن این غزل سعدی بودم.به این بیت رسیدم
جمیع پارسیان ،گو بدانند که سعدی توبه کرد از پارسایی
شاعری همچون افصح المتکلمین که به سهل ممتنع مشهور است بعید است این بیت را این گونه سراییده باشد.
به نظر شخصی من این بیت این گونه بهتر مینماید

جمیع پارسی گویان بدانند///که سعدی توبه کرد از پارسایی

کانال رسمی گنجور در تلگرام