گنجور

غزل ۵۰۵

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی

چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی

چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی

بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی

شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

دل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم

نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی

تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم

که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی

چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان

تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی

سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم

دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی

من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت

برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی

تو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبان

بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی

در چشم بامدادان به بهشت برگشودن

نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » آرام جان » ساز و آواز (عراق، جامه دران، فرود به افشاری، رهاب و شور)

محمدرضا شجریان » آرام جان » ساز و آواز (شکسته قفقاز، درآمد افشاری، جامه دران، عراق)

محمدرضا شجریان » در خیال » ساز و آواز

محمدرضا شجریان » در خیال » دنباله ی ساز و آواز

گلهای تازه » شمارهٔ ۳۵ » (چهار گاه) (۱۱:۳۵ - ۱۲:۳۶) نوازندگان: اسدالله ملك (‎ویولن) خواننده آواز: گلپایگانی، سیّدعلی‌اكبر سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » اجرای خصوصی شجریان، درخشانی و عندلیبی به تاریخ ۲ فروردین سال ۱۳۶۷ در مانتز

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » شور عاشقی – اجرای خصوصی شجریان، مشکاتیان، موسوی، دکتر فروهری و دکتر فخر به تاریخ ۴ آذر ۶۱

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهران نوشته:

سلام مصرع دوم بیت دوم:
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی
صورت صحیح بیت این است:
به ازین چه ارمغانی که تو خویشتن بیایی
..
..
..
بیت ششم مصرع دوم:
تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی
به نظر میرسد که صورت صحیح این است:
تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی


پاسخ: با تشکر، مطابق نظر شما تصحیح شد.

بیات نوشته:

به نظر میرسد در بیت دوم همین مصراع درست باشد
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی

پاسخ: با تشکر، با نسخهٔ چاپی به تصحیح شادروان فروغی تطبیق داده شد، فرمایش شما صحیح است. ضبط قدیمی را بازگرداندیم.

انجو نوشته:

سلام

بیت ما قبل آخر

« تو که گفته ای تحمل نکنم جمال خوبان …»

صحیح تر نیست؟


پاسخ: خیر

ممنون

omid نوشته:

با تشکر از سایت گنجور
جمال خوبان دلپذیر است و ذکر” تحمل کردن” آن ضروری نیست.
بیت به صورت زیر درست تر به نظر میرسد :

ای که گفته ای تحمل نکنی جفای خوبان

ناشناس نوشته:

سلام….
در خیال با صدای استاد شجریان….

فرزانه نوشته:

سایت زیبایی دارید. این شعر با صدای استاد شجریان لطفی صد برابر داره. خدا قوت

پوریا نوشته:

«در چشم بامدادان به بهشت برگشادن» صحیح‌تر نیست؟

دکتر ترابی نوشته:

مصرع دوم از دومین بیت، به از این ، چه ارمغانی که تو خویشتن بیایی
و دومین مصرع از بیت سوم : همه عمر در خیالی و ندانمت کجایی نیز دیده شده است.

بلبل شیراز نوشته:

در آخر بیت دوم قافیه و معنی حکم می​کند که «بیایی» درست باشد نه «بیابی» و باید حرف ب به ی تبدیل شود.
دوستانی که در مورد «توکه گفته​ای تأمل نکنم جمال خوبان» فرموده​اند که باید تحمل یا جفا باشد، معنی بیت به همین صورت نوشته شده یعنی با «تأمل کردن در جمال خوب‌رویان» صحیح است و با بیت قبل از آن که نصیحت نپذیرفتن از فقیه پارسا را مطرح می​کند مطابقت دارد.

حسن نوشته:

با سلام به دوستداران سعدی
یه سوال در مورد این غزل زیبا مدتهاست که در ذهن منه. در مصرع “تو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبان” با توجه به اینکه ریشه تامل از امل و آروز کردن میاد معنی بیت به زیبایی بیان میشه ولی اگر معنی تامل آروز کردن هست چرا در زبان فارسی امروزی ما این کلمه رو به این معنی نداریم و به معنی اندیشیدن و تفکر کردن اون رو به کار می بریم؟؟

ناشناس نوشته:

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی
چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

خیال آب روشن=سراب

ناشناس نوشته:

آیا در بیت آخر «پر گشادن» و «پر گشودن» صحیح نیست؟

پویان نوشته:

با سلام
ناشناس گرامی
چنانچه معنی بیت آخر را به طور صحیح در نظر بیاورید، متوجه خواهید شد که واژگان «پر گشادن» یا «پر گشودن» نمی توانند درست باشند. زیرا مرجع این واژگان «در ِ چشم» است و چشم نیز طبیعتاً نمی تواند پرواز کند! لذا همان واژه «بر گشودن» به معنی «باز کردن» صحیح است.
البته بنده این طور فهم کردم، تا نظر سایر دوستان چه باشد.

ملیحه نوشته:

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی……
دو حروف از خ و دو حروف از ج.
سعدی در دنیای ادبیات بی نظیر است.

روفیا نوشته:

حسن گرامی
درود
تامل به معنای نیک نگریستن است.
که از ملزومات اندیشیدن است.
ولی در زبان عربی هنگامی که ریشه فعلی وارد بابی می شود ( مثل امل در باب تفعل که میشود تامل ) ضرورتا همان معنای سابق خویش را حفظ نمی کند.
گاهی حتی از نظر معنایی باژگون میشود.

مریم نوشته:

همون تامل نکنی صحیح به نظر میرسه و منظور آرزو کردنه

مجتبی نوشته:

بیت ماقبل آخر را گمان کنم استاد شجریان به شکل زیر خوانده است:تو که گفته ای تحمل نکنم جفای خوبان الخ.البته بعیداست درنسخه ها چنین باشد.

امیر نوشته:

تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی (گنجور)

این خود یافتن، راه به معنای درون می‌بره و رنگ و بوی عرفانی میده به منظور آقا، در حالیکه “تو خویشتن بیایی” که صحیحه، همون درمان درد فراق و انتظاره. همون “به وصال مرهمی نِهْ” و همون “بیمارِ فراق بِهْ نگردد … تا بو نکند بِهِ زنخدان” و …
می‌بینید چطور معنا دچار کژتابی میشه با یه نقطه کم گذاشتن؟!

مامد نوشته:

بر پایه‌ی تصحیح فروغی، کلمه‌ی آخر بیت دوم به جای «بیابی» باید «بیایی» نوشته شود. هرچند که به قرینه‌ی معنایی مصرع اول هم این نکته برمی‌آید.
«چه ازین به ارمغانی که تو خویشتن بیایی؟»

علیرضا فرزانه نوشته:

با توجه به قافیه ی شعر، بنظر می آید در بیت دوم، بجای بیابی باید بیایی صحیح باشد و نیز با توجه به معنی شعر، چه ارمغانی از این بهتر که خودت بیایی.

داود نوشته:

“چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی”
انتهای مصرع دوم بیت دوم دچار اشتباه تایپی شده و به جای “بیایی”، “بیابی” تایپ شده است. با توجه با قافیه، “بیابی” اشتباه است

وحید نوشته:

برای من جالب بود دیدن نظراتی که هر کدام بنا به سلیقه خود پیشنهاد تغییر در شعر سعدی را می‌دهند با این ترجیع بند که «اینطوری صحیح‌تر نیست؟»
دوستان عزیز من! «صحیح» همان است که سعدی فرموده. من و شما نمی‌توانیم شعر سعدی را از آنی که هست «صحیح‌تر» کنیم!
تصحیح اشعاری که در این سایت محترم می‌خوانید آن است که نسخه تایپی سایت را با نسخه چاپی کتابی که در دست دارید تطبیق بدهید و اختلافی پیدا کنید نه اینکه فی‌المثل معنی «تامل» را ندانید و بگویید لابد «تحمل» بوده!

7 نوشته:

تو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبان
بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی
تأمل=لختی درنگ و نگریستن
از بیت آغازین این غزل شاعر آرزوی دیدن یار را دارد و نه تحمل کردن جور و ستم او را.هر چند که این جدایی و ندیدن روی یار را ستم میداند.از بس او را در خیال میگذراند و نمی آید به سراب مانند میکند:
خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی
چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی
و در بیتهای بعد از غم همراه شوق میگوید و خداخدا میکند برای یک دم هم که شده سرابش به آب تبدیل شود:
تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی
در بیت:
تو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبان
بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی
باز هم از یک دم درنگ و دیدن روی زیبای یار و نظر باختن میگوید و البته در پاسخ خرده گیران و نه تحمل ستم و سپس در بیت پایانی بهشت با آنهمه آب و تابش را در برابر دیدن یک نظر روی یار هیچ هیچ می انگارد.
در چشم بامدادان به بهشت برگشودن
نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی
استاد شجریان پیش از خواندن بد نیست با اهلش مشورت کند.وقتی احمد شاملو با آن همه یال و کوپال پر از اشتباه است بر استاد شجریان نمیشود چندان خرده گرفت.

روح الله نوشته:

مثل همیشه شاهکار !

علی رضا صادقی نوشته:

یکی از ویژگی های شعر سعدی تکرارهای پنهانی است که در شعرش دارد مثلا بیت ۵ که در آن سه بار کلمه “جفا” تکرار شده بدون ای که به چشم بیاید. یا کلمه “بکنند” و “نکنند” و “بکنی” در بیت بعدی که یک کلمه به سه بار با اندکی تغییر تکرار شده است.

جلیل نوشته:

این غزل رو خسرو آواز ایران استاد شجریان بسیار زیبا خوانده. در ضمن محض اطلاع اون دوستمون که گفته استاد تو آلبومشون به جای تامل کلمه تحمل رو استفاده کردند درست نیست. من بارها گوش داده ام‌ خیلی واضح تامل رو بکار میبرند که صحیح هم است.
سایتتون هم عالیه دمتون گرم

فرشید نوشته:

من نظرات را خوندم. همچنان میگم که بیت دوم اشتباه نوشته شده با توجه به قافیه بقیه ی ابیات “بیایی” درسته . نه “بیابی” چون آخر همه ی واژه ها “ایی” داره و این جوری معنی درست تری هم داره. چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی

اسماعیل اسدی ده میراحمدی نوشته:

سلام دوستان
بیایی و تامل صحیح هستن اگه نیک به معنای بیت و منظور حضرت سعدی بنگرید متوجه میشوید
و به نظرم با تندی استاد شجریان رو نقد کردن درست نیست ایشان خسرو اواز ایران هستن و بر کسی خدماتشان ب فرهنگ و ادب این مرز و بوم پوشیده نیست،کما اانکه تو کنسرتشون ب نظر بنده هم میگن تحمل ک ب احتمال زیاد اشتباهزبانی بود یعنی تو کنسرت زنده اومد دیگه نمیشد تصحیحش کنه و یه جایی دیگه تو یکی از کنسرت هاشون این بیت رو هم اشتباه خوندن ولی چون تو اون موقع جا برا تکرارش بود تصحیحش کرد ایشون گفتن،نه مرا طاقت قربت نه تورا خاطر غربت دل نهادم ب صبوری ک جز این چاره ندانم ولی بلافاصله تصحیح کرد ب این صورت، نه مرا طاقت غربت نه تورا خاطر قربت…..پس یادمون باشه استا کارشناس شعر نباشن از یک کارشناس هم کمتر نیست،یادمون باشه خیلی از نسخ این بیت حافظ رو اینجوری مینوشتن ولی استاد با فهم بالاشون تصحیح کرد،بیت حافظ؛کشتی نشستگانیم ای باد شرطه برخیز…..ولی استاد گفتن ک کشتی نشسته گان صحیحه چون کشتی شکسته شده باد موافق و مخالف براش فرقی نداره بلکه کشتی نشسته باد موافق میتونه از نشستن در گل نجاتش بده
با سپاس از شما و ارزوی طول عمر برای حضرت استاد 

کوه کن نوشته:

منظور سعدی از بیت
تو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبان
بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی
کاملا روشن است . سعدی به آن دسته از افرادی که دیدن جمال خوبرویان را موجب سستی ایمان می دانند می گوید که ندیده قضاوت نکنید . اگر ببینید آنوقت نظرتان عوض می شود . سعدی جمال خوبرویان را آیه ای از آیات الهی می داند . خوبرویان در نظر هر کسی جلوه ای دارد . در نظر مولانا ، شمس تبریزی در نظر مجنون ، لیلا ، و ……..
تأمل نکردن در اینجا به معنی ندیده قضاوت کردن است . سعدی در مورد خوبرویان ابیات زیادی دارد . مثل :
من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم
چه کنم نمی‌توانم که نظر نگاه دارم
و..
که نه روی خوب دیدن گنه است پیش سعدی
تو گمان نیک بردی که من این گناه دارم
حافظ می فرماید :
بر تو گر جلوه کند شاهد ما ای زاهد
از خدا جز می و معشوق تمنا نکنی
یعنی ندیده قضاوت نکن …. موفق باشید

کوه کن نوشته:

چهار حرف “ج” و “چ” و “ح” و “خ” را سعدی به زیبایی هر چه تمامتر در یک بیت جمع کرده …… حضرت سعدی علاوه بر اشراف و استیلا به ظرایف شعری ، صنایع ادبی را هم به خوبی در آن بیت لحاظ نموده و این صنعتگری نه تنها موجب تنزل ارزش شعر نشده بلکه بر غنای شنیداری شعر و غنای مفهومی آن افزوده است .
استاد سعدی اسطوره ای تکرار نشدنی در فرهنگ و ادب مایه فخر و مباهات است

کوه کن نوشته:

سعدی در بیت اول چهار حرف “ج” و “چ” و “ح” و “خ” را به عنوان یک صنعت شعری به زیبایی جا داده است . این صنعتگری نه تنها موجب تنزل ارزش و غنای شعر نشده بلکه موجب افزایش غنای شنیداری و غنای مفهومی آن نیز شده است . کار سعدی در این بیت نشان از اشراف گسترده و تسلط بی نظیر سعدی بر مفهوم سازی هنری مقوله های ادبی ، عرفانی و اجتماعی است .
باید گفت : سعدی اسطوره ای تکرار نشدنی

کانال رسمی گنجور در تلگرام