گنجور

غزل ۴۹۴

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای یار جفاکرده پیوندبریده

این بود وفاداری و عهد تو ندیده

در کوی تو معروفم و از روی تو محروم

گرگ دهن آلوده یوسف ندریده

ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند

افسانه مجنون به لیلی نرسیده

در خواب گزیده لب شیرین گل اندام

از خواب نباشد مگر انگشت گزیده

بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم

چون طفل دوان در پی گنجشک پریده

مرغ دل صاحب نظران صید نکردی

الا به کمان مهره ابروی خمیده

میلت به چه ماند به خرامیدن طاووس

غمزت به نگه کردن آهوی رمیده

گر پای به در می‌نهم از نقطه شیراز

ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده

با دست بلورین تو پنجه نتوان کرد

رفتیم دعاگفته و دشنام شنیده

روی تو مبیناد دگر دیده سعدی

گر دیده به کس بازکند روی تو دیده

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عباس مشرف رضوی (مژده) نوشته:

گر پای بدر می نهم از مرکز شیراز
ره نیست تو پیرامن من حلقه کشیده

(تضمین ر در “بدر”، “مرکز” و “شیراز”)


پاسخ: با تشکر از زحمت شما، از آنجا که روایت حاضر مغلوط نیست و احتمالاً با تصحیح فروغی تطابق دارد (به جهت جلوگیری از ایجاد ملغمه‌ای از نسخه‌های مختلف) به متن دست نزدیم. دوستان اگر در تصحیح شادروان فروغی تفاوتی مشاهده کردند گزارش دهند تا تصحیح شود.

ملیحه رجایی نوشته:

بیت ۷ به این صورت هم در نسخ آمده که به نظرم زیباتر است :
رفتن به چه ماند؟ به خرامیدن طاووس
برگشتن و دیدن به چه ؟ آهوی رمیده

امین کیخا نوشته:

ملیحه خانم زهی از بازنگاری شما

امین کیخا نوشته:

گنجشک را ونج می گویند

وحید.ج نوشته:

اول یه قدردانی و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار آقای امین کیخا که با حاشیه نویسی های با ارزششون جای جای دفتر گنجور رو رنگین تر و پربارتر کردند…
و درود به روان پادشاه مُلک سخن سعدی علیه الرحمه که به این کیفیت روح و روان رو متلاطم می کنه…
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده

امین کیخا نوشته:

وحید جان خاک راهت هستم

علی نوشته:

من به این صورت هم دیدم که به نظرم جالب میاد

گر پای به در می کشم از خطه شیراز
ره نیست تو پیرامن من حلقه کشده

رضا مهاد نوشته:

شگفت آور است که در قرن هفتم سعدی با زبانی حرف بزند که ما امروز دلمان برای گرگ به عنوان یکی از نمادهای پلیدی و زشتی دلمان بسوزد
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده ..

خلاقیت در شعر یعنى این

ادوین نوشته:

کسی می‌تونه معنی و شرح این بیت رو بنویسه؟؟ “مرغ دل صاحب‌نظران صید نکردی–الا به کمان مهره ابروی خمیده”
با تشکر

کانال رسمی گنجور در تلگرام