گنجور

غزل ۴۶۵

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

میان باغ حرام است بی تو گردیدن

که خار با تو مرا به که بی تو گل چیدن

و گر به جام برم بی تو دست در مجلس

حرام صرف بود بی تو باده نوشیدن

خم دو زلف تو بر لاله حلقه در حلقه

به سنگ خاره درآموخت عشق ورزیدن

اگر جماعت چین صورت تو بت بینند

شوند جمله پشیمان ز بت پرستیدن

کساد نرخ شکر در جهان پدید آید

دهان چو بازگشایی به وقت خندیدن

به جای خشک بمانند سروهای چمن

چو قامت تو ببینند در خرامیدن

من گدای که باشم که دم زنم ز لبت

سعادتم چه بود خاک پات بوسیدن

به عشق مستی و رسواییم خوش است از آنک

نکو نباشد با عشق زهد ورزیدن

نشاط زاهد از انواع طاعت است و ورع

صفای عارف از ابروی نیکوان دیدن

عنایت تو چو با جان سعدی است چه باک

چه غم خورد گه حشر از گناه سنجیدن

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شهرام همائی نوشته:

حرام صرف بود خاصه باده نوشیدن . . . خم دو زلف تو بر لاله حلقه بر حلقه . . . چه غم به حشر خورد از گناه سنجیدن
این غزل شاهکار سعدیست .

کانال رسمی گنجور در تلگرام