گنجور

غزل ۴۵۷

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چند بشاید به صبر دیده فرودوختن

خرمن ما را نماند حیله به جز سوختن

گر نظر صدق را نام گنه می‌نهند

حاصل ما هیچ نیست جز گنه اندوختن

چند به شب در سماع جامه دریدن ز شوق

روز دگر بامداد پاره بر او دوختن

زهد نخواهد خرید چاره رنجور عشق

شمع و شرابست و شید پیش تو نفروختن

تا به کدام آبروی ذکر وصالت کنیم

شکر خیالت هنوز می‌نتوان توختن

لهجه شیرین من پیش دهان تو چیست

در نظر آفتاب مشعله افروختن

منطق سعدی شنید حاسد و حیران بماند

چاره او خامشیست یا سخن آموختن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

7 نوشته:

چند به شب در سماع جامه دریدن ز شوق
روز دگر بامداد پاره بر او دوختن
تا کی شبها از شدت پایکوبی پیراهن چاک میکنی و بامداد بر آن پاره و صله میدوزی.
این جامه به ظاهر تقوا را دور بینداز

7 نوشته:

زهد نخواهد خرید چاره رنجور عشق
شمع و شرابست و شید پیش تو نفروختن
بیمار عشق(عاشقی) با زهد و تقوا درمان نمیشود که نمیشود بلکه درمان او شمع و شراب است و پرهیز از ریا و زهد نر برابر تو

آرمان سلیمی کوچی نوشته:

بیت ۵: من نمی دانم که باید با کدام آبرو، از آرزوی وصال تو یاد کنم در حالیکه هنوز توان قدردانی از خیال روی تو را( که به من آرامش بخشیده) هم ندارم.

توختن: در اینجا به معنی ” ادا کردن و گزاردن ” است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام