گنجور

غزل ۴۴۰

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کاش کان دلبر عیار که من کشته اویم

بار دیگر بگذشتی که کند زنده به بویم

ترک من گفت و به ترکش نتوانم که بگویم

چه کنم نیست دلی چون دل او ز آهن و رویم

تا قدم باشدم اندر قدمش افتم و خیزم

تا نفس ماندم اندر عقبش پرسم و پویم

دشمن خویشتنم هر نفس از دوستی او

تا چه دید از من مسکین که ملولست ز خویم

لب او بر لب من این چه خیالست و تمنا

مگر آن گه که کند کوزه گر از خاک سبویم

همه بر من چه زنی زخم فراق ای مه خوبان

نه منم تنها کاندر خم چوگان تو گویم

هر کجا صاحب حسنیست ثنا گفتم و وصفش

تو چنان صاحب حسنی که ندانم که چه گویم

دوش می‌گفت که سعدی غم ما هیچ ندارد

می‌نداند که گرم سر برود دست نشویم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای تازه » شمارهٔ ۴۰ » (سه گاه) (۰۹:۵۵ - ۱۰:۴۶) نوازندگان: همایون خرم (‎ویولن) خواننده آواز: عبدالوهاب شهیدی سراینده شعر آواز: سعدی شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: کاش کآن دلبر عیار که من کشته اویم

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عباس مشرف رضوی نوشته:

برای:
“چه کنم نیست دلی چون دل او ز آهن و رویم”
صورت ضبط شده دیگر:
“”چه کنم چون دل اونیست دلی زآهن و رویم”

مراعات بهتر وزن -
به گمان من، سیلابهای کشیده اغلب در بخش دوم مصراعهاست؛
مثلا “خیالست”؛ “نتوانم”؛ “بگویم”، “دوستی”، “ملولست”، “فراق”، “چوگان”؛ “هیچ”، “دست”
تنها استثنا شاید: “حسنیست” که آنهم در آخر بخش اول مصراع، واقع شده است.

... نوشته:

لب او بر لب من این چه خیالست و تمنا

مگر آن گه که کند کوزه گر از خاک سبویم

ناقلا

کانال رسمی گنجور در تلگرام