گنجور

غزل ۴۳۶

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عمرها در پی مقصود به جان گردیدیم

دوست در خانه و ما گرد جهان گردیدیم

خود سراپرده قدرش ز مکان بیرون بود

آن که ما در طلبش جمله مکان گردیدیم

همچو بلبل همه شب نعره زنان تا خورشید

روی بنمود چو خفاش نهان گردیدیم

گفته بودیم به خوبان که نباید نگریست

دل ببردند و ضرورت نگران گردیدیم

صفت یوسف نادیده بیان می‌کردند

با میان آمد و بی نام و نشان گردیدیم

رفته بودیم به خلوت که دگر می نخوریم

ساقیا باده بده کز سر آن گردیدیم

تا همه شهر بیایند و ببینند که ما

پیر بودیم و دگرباره جوان گردیدیم

سعدیا لشکر خوبان به شکار دل ما

گو میایید که ما صید فلان گردیدیم

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

روفیا نوشته:

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا می کرد

روفیا نوشته:

؟؟؟!!!

پویان نوشته:

با سلام

پاسخ به سوال شما البته در حوزه تخصصی اهل فن هست، و نظر ایشان صائب است. اما بنده که صرفا علاقه مند به ادبیات هستم به نظرم می رسد که بله کاملاً محتمل هست که حضرت حافظ در هنگام سرودن غزل :
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد….
این غزل از شیخ اجل را مد نظر داشته، خصوصا که شواهد زیادی مبنی بر آشنایی خواجه با غزلیات شیخ وجود دارد.همچنین این اتفاقی نادر یا تازه در ادبیات نیست و در بسیار از موارد شعرا یک مفهوم را از شاعری دیگر وام می گرفتند و آن را به شیوه ی دیگری بیان می کردند.

میلادی رومی نوشته:

خانم روفیای عزیز بسیار تشکر که با نطراتتون حال امثال ما را خوب میکنید.!
خدایتان مزد دهد.۱ :)

کانال رسمی گنجور در تلگرام