گنجور

غزل ۴۲۹

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تو مپندار کز این در به ملامت بروم

دلم اینجاست بده تا به سلامت بروم

ترک سر گفتم از آن پیش که بنهادم پای

نه به زرق آمده‌ام تا به ملامت بروم

من هوادار قدیمم بدهم جان عزیز

نو ارادت نه که از پیش غرامت بروم

گر رسد از تو به گوشم که بمیر ای سعدی

تا لب گور به اعزاز و کرامت بروم

ور بدانم به در مرگ که حشرم با توست

از لحد رقص کنان تا به قیامت بروم

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علیرضا نوشته:

به نظر من در مصرع یکی مانده به آخر اگر به جای گر رسد از تو به گوشم که بمیری سعدی گر رسد از تو به گوشم که بمیر ای سعدی زیباتر بود

علیرضا نوشته:

اگر به جای گر رسد از تو به گوشم که بمیری سعدی گر رسد از تو به گوشم که بمیر ای سعدی بود زیبا تر بود

علیرضا نوشته:

اگر به جای ((گر رسد از توبه گوشم که بمیری سعدی))(( گر رسد از تو به گوشم که بمیر ای سعدی)) بود زیباتر بود

کانال رسمی گنجور در تلگرام