غزل ۴۰۲
من بیمایه که باشم که خریدار تو باشم
حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم
تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری
که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم
خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم
که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم
هرگز اندیشه نکردم که کمندت به من افتد
که من آن وقع ندارم که گرفتار تو باشم
هرگز اندر همه عالم نشناسم غم و شادی
مگر آن وقت که شادی خور و غمخوار تو باشم
گذر از دست رقیبان نتوان کرد به کویت
مگر آن وقت که در سایه زنهار تو باشم
گر خداوند تعالی به گناهیت بگیرد
گو بیامرز که من حامل اوزار تو باشم
مردمان عاشق گفتار من ای قبله خوبان
چون نباشند که من عاشق دیدار تو باشم
من چه شایسته آنم که تو را خوانم و دانم
مگرم هم تو ببخشی که سزاوار تو باشم
گر چه دانم که به وصلت نرسم بازنگردم
تا در این راه بمیرم که طلبکار تو باشم
نه در این عالم دنیا که در آن عالم عقبی
همچنان بر سر آنم که وفادار تو باشم
خاک بادا تن سعدی اگرش تو نپسندی
که نشاید که تو فخر من و من عار تو باشم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ریرا
حاشیهها
تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
بهترین تصادف عمرم … « غم نوشت هاى من براى معشوق فارغ از عشقم . . . نوشته:
[…] پی نوشت : میتونی ادامه ی اون غزل رو که نذاشتی کامل بخونم , اینجا بخونی ! « ایـــنــجــا » […]
امیر نوشته:
بیت هفتم به این صورت صحیح تر است :
گر خداوند تعالی به گناهیم بگیرد
گو بیامرز که من حامل اوزار تو باشم
حمیدرضا نوشته:
@امیر:
چرا؟ با توجه به معنی یا با استناد به نسخه؟ اگر با توجه به معنی اینطوری فکر میکنید معنیی رو که برداشت کردید بنویسید.
آرش نوشته:
بیت آخر رو من جایی به این شکل زیر هم دیدم. اما نمیدونم از چه نسخهایه :
سعدی آن به که نباشد اگر او را نپسندی
که نشاید که تو فخر من و من عار تو باشم
مهران نوشته:
با توجه به وزن عروضی شعر
من فکر میکنم که بیت آخر به همان صورتی است که آرش جان در بالا گفتند
حمیدرضا نوشته:
@مهران:
بیت آخر به صورت حاضر مشکلی از لحاظ وزنی ندارد. نقل آرش خان بدل نسخههای دیگر است و از آنجا که نقل حاضر گویا از تصحیح مرحوم فروغی است برای جلوگیری از تداخل نسخهها به آن وفادار ماندیم و نقل آرش خان را در همان حاشیه گذاشتیم و به متن منتقل نکردیم.
مهران نوشته:
@حمیدرضا:
بله اگر از اختیارات شاعری صحبت میکنید بیت آخر مشکلی ندارد
ولی بیتی که آرش خان نوشتند از اختیارات شاعری هم استفاده نکرده.
به هر حال چه این چه آن جفتش زیباست.