گنجور

غزل ۳۷۹

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم

تا برفتی ز برم صورت بی‌جان بودم

نه فراموشیم از ذکر تو خاموش نشاند

که در اندیشه اوصاف تو حیران بودم

بی تو در دامن گلزار نخفتم یک شب

که نه در بادیه خار مغیلان بودم

زنده می‌کرد مرا دم به دم امید وصال

ور نه دور از نظرت کشته هجران بودم

به تولای تو در آتش محنت چو خلیل

گوییا در چمن لاله و ریحان بودم

تا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبح

همه شب منتظر مرغ سحرخوان بودم

سعدی از جور فراقت همه روز این می‌گفت

عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

حمیدرضا نوربخش » سعدی خوانی (وشتن) » عاشقانه ی چهارم (منیژه)

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آدم معمولی نوشته:

سلام. این غزل با غزل بعدی به کوشش جمع آوری محمد علی فروغی، غزل یکپارچه‌ای را ایجاد کرده است.

امین آقاعلی گل نوشته:

این شعر با همکاری هنرمندان : عبدالوهاب شهیدی ، جلیل شهناز ، حسن ناهید و جهانگیر ملک در گلهای تازه شماره ۵۰ در مایه بیات اصفهان اجرا شده است.

این اجرا را از گوگل درایو گوش کنید :

https://drive.google.com/file/d/0B_nPbCmvMgdIaUUzZURNUDByN0k/view?usp=docslist_api

کانال رسمی گنجور در تلگرام