گنجور

غزل ۳۱۶

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ساقی سیمتن چه خسبی خیز

آب شادی بر آتش غم ریز

بوسه‌ای بر کنار ساغر نه

پس بگردان شراب شهدآمیز

کابر آزاد و باد نوروزی

درفشان می‌کنند و عنبربیز

جهد کردیم تا نیالاید

به خرابات دامن پرهیز

دست بالای عشق زور آورد

معرفت را نماند جای ستیز

گفتم ای عقل زورمند چرا

برگرفتی ز عشق راه گریز

گفت اگر گربه شیر نر گردد

نکند با پلنگ دندان تیز

شاهدان می‌کنند خانه زهد

مطربان می‌زنند راه حجاز

توبه را تلخ می‌کند در حلق

یار شیرین زبان شورانگیز

سعدیا هر دمت که دست دهد

به سر زلف دوستان آویز

دشمنان را به حال خود بگذار

تا قیامت کنند و رستاخیز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کمالی نوشته:

آیا در سطر هشتم نباید حجیز باشد بجای حجاز ؟

دکتر ترابی نوشته:

آبر آزار و نه آزاد در بیت سوم

میثم آیتی نوشته:

بیت هشتم: حجیز درسته به جای حجاز

http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-d9c774ea294a4a69a5a1b91eeefdfeb6-fa.html

... نوشته:

توبه را تلخ می‌کند در حلق
یار شیرین زبان شورانگیز
سعدیا هر دمت که دست دهد
به سر زلف دوستان آویز

گمنام نوشته:

خوشا و خرما ،
که عشق دست بالا دارد، پس معرفت و عقل راه گریز میگیرند، ما می مانیم و سر زلف دلدار، که ابر آزار است و باد نوروز و مطربان در گوشه حجاز به خنیا.

7 نوشته:

شاهدان می‌کنند خانه زهد
مطربان می‌زنند راه حجاز
درست: مطربان می‌زنند راه حجیز

اماله یا خمش آن باشد که در کلمه ای بجای «الف»، «یا» آورده باشند، مثل رکیب (ممال رکاب)-جریب(ممال جراب) و مانند اینها سلیح و سلاح-رکیب و رکاب

شکیل . [ ش ِ ] (از ع ، اِ) ممال و مخفف اشکال .مولوی در بیتی شکال را بمعنی اشکال به تخفیف آورده و ظاهراً در بیت زیر شکال را ممال کرده :
آن تعمق در دلیل و در شکیل
از بصیرت می کند او را گسیل

محمد نوشته:

تصور بنده بر آن است که در روزگار سعدی واژه حجیز را برای ارجاع به منطقه حجاز بکار میبردند و یا لا اقل در گویش شیرازی چنین بوده. همین امروز نیز شیرازیها مثلا به سمنو میگویند سمنی که با تلفظ رایج فارسی آن تفاوت دارد. پس به نظر میرسد که باید واژه حجاز به حجیز تغییر کند تا قوافی این غزل تصحیح گردد. گمان میکنم مصححان (از جمله استاد فقید حضرت استاد فروغی) در تصحیحات خود گویشهای محلی و تلفظهای قدیم واژگان را در نظر نگرفته اند. بعید است استاد سخن سعدی تا به این درجه خامی کرده باشند. خامی را از شاعران کم توانی چون مولوی میتوان انتظار داشت که گودرز و شقایق را هم قافیه میپندارند و غزل را در حد گلواژه تنزل میدهند.

پریشان روزگار نوشته:

دوستان
گویا در زبان عربی، گاه ” آ ” به ” ی ” چهره دگرگون می کند، کتاب کتیب ، حجیز نیز گشته حجاز است
و بی گمان شیخ بسیار به از مایان میدانسته است .
شاهدان می کنند خانه زهد
مطربان می زنند راه حجیز
خوش می زنند و دمشان گرم!!

پریشان روزگار نوشته:

ومن توضیح واضحات دادم ، که جناب” ۷ ” پیش از من گفته بود، باری کار از محکم کاری عیب نمی کند

کانال رسمی گنجور در تلگرام