گنجور

غزل ۲۴۱

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

میل بین کان سروبالا می‌کند

سرو بین کاهنگ صحرا می‌کند

میل از این خوشتر نداند کرد سرو

ناخوش آن میلست کز ما می‌کند

حاجت صحرا نبود آیینه هست

گر نگارستان تماشا می‌کند

غافلست از صورت زیبای او

آن که صورت‌های دیبا می‌کند

من هم اول روز دانستم که عشق

خون مباح و خانه یغما می‌کند

صبر هم سودی ندارد کآب چشم

راز پنهان آشکارا می‌کند

گر مراد ما نباشد گو مباش

چون مراد اوست هل تا می‌کند

یار زیبا گر بریزد خون یار

زشت نتوان گفت زیبا می‌کند

سعدیا بعد از تحمل چاره نیست

هر ستم کان دوست با ما می‌کند

تا مگس را جان شیرین در تنست

گرد آن گردد که حلوا می‌کند

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

در حاشیهٔ تصحیح فروغی در مورد مصرع دوم بیت سوم (ناخوش آن میل است کاز ما می‌کند) آورده:
در یک نسخهٔ قدیمی مصراع چنین است: «ور کند شوخی به عمدا می‌کند» این بیان یعنی «میل از کسی کردن» به معنای روی گرداندن از او و قرینهٔ دیگرش «صبر از کسی کردن» خاص سعدی است و ظاهرا مخالفت قیاس دارد. مسلما این دو عبارت را سعدی تحت تأثیر زبان عربی که «صبر» و «میل» را با حرف جارهٔ «عن» به کار می‌برند به کار برده است -م.

کانال رسمی گنجور در تلگرام