گنجور

غزل ۲۳۹

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کسی که روی تو بیند نگه به کس نکند

ز عشق سیر نباشد ز عیش بس نکند

در این روش که تویی پیش هر که بازآیی

گرش به تیغ زنی روی بازپس نکند

چنان به پای تو در مردن آرزومندم

که زندگانی خویشم چنان هوس نکند

به مدتی نفسی یاد دوستی نکنی

که یاد تو نتواند که یک نفس نکند

ندانمت که اجازت نوشت و فتوی داد

که خون خلق بریزی مکن که کس نکند

اگر نصیب نبخشی نظر دریغ مدار

شکرفروش چنین ظلم بر مگس نکند

بنال سعدی اگر عشق دوستان داری

که هیچ بلبل از این ناله در قفس نکند

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام