گنجور

غزل ۲۳۱

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تو آن نه‌ای که دل از صحبت تو برگیرند

و گر ملول شوی صاحبی دگر گیرند

و گر به خشم برانی طریق رفتن نیست

کجا روند که یار از تو خوبتر گیرند

به تیغ اگر بزنی بی‌دریغ و برگردی

چو روی باز کنی دوستی ز سر گیرند

هلاک نفس به نزدیک طالبان مراد

اگر چه کار بزرگست مختصر گیرند

روا بود همه خوبان آفرینش را

که پیش صاحب ما دست بر کمر گیرند

قمر مقابله با روی او نیارد کرد

و گر کند همه کس عیب بر قمر گیرند

به چند سال نشاید گرفت ملکی را

که خسروان ملاحت به یک نظر گیرند

خدنگ غمزه خوبان خطا نمی‌افتد

اگر چه طایفه‌ای زهد را سپر گیرند

کم از مطالعه‌ای بوستان سلطان را

چو باغبان نگذارد کز او ثمر گیرند

وصال کعبه میسر نمی‌شود سعدی

مگر که راه بیابان پرخطر گیرند

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کامران امینی نوشته:

این بیت به این صورت هم آمده است:
تو آن نه ای که دل از صحبت تو بر گیرند /
وگر ملول شوی دلبری دگر گیرند
این بیت به این شکل توسط استاد ادیب خوانساری با استفاده از نسخ قدیمی دیوان سعدی، در مخالف سه گاه خوانده شده است.
در واقع کلمه دلبر بیش از صاحب در ارتباط با معنای شعر است

جهانگیر نوشته:

همینجور که در مصرع دوم بیت نخست آمده صاحب درست هست به معنای هم صحبت که با مصرع نخست جور است

سبحان جوهری نوشته:

در مورد بیت سوم باید عرض کنم که در پاورقی صفحه مربوط به این غزل ،در دیوان سعدی تصحیح محمدعلی فروغی ،مصرع اول این بیت این گونه آمده که به نظر بنده بسیار زیباتر و موزون تره: به تیغ اگر بزنی دوستان مخلص را……

میثم نوشته:

مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

7 نوشته:

کم از مطالعه‌ای بوستان سلطان را
چو باغبان نگذارد کز او ثمر گیرند

چه چیزی از باغ شاه کم میشود اگر نگاهی به باغ بیندازیم وقتی که باغبان اجازه چیدن به ما نمیدهد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام