گنجور

غزل ۱۸۶

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بگذشت و بازم آتش در خرمن سکون زد

دریای آتشینم در دیده موج خون زد

خود کرده بود غارت عشقش حوالی دل

بازم به یک شبیخون بر ملک اندرون زد

دیدار دلفروزش در پایم ارغوان ریخت

گفتار جان فزایش در گوشم ارغنون زد

دیوانگان خود را می‌بست در سلاسل

هر جا که عاقلی بود اینجا دم از جنون زد

یا رب دلی که در وی پروای خود نگنجد

دست محبت آنجا خرگاه عشق چون زد

غلغل فکند روحم در گلشن ملایک

هر گه که سنگ آهی بر طاق آبگون زد

سعدی ز خود برون شو گر مرد راه عشقی

کان کس رسید در وی کز خود قدم برون زد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شهرام درویش نوشته:

درود
استاد گلپایگانی ( گلپا ) نیز این شعر را در دستگاه شور خوانده اند …

دکتر ترابی نوشته:

مطلع غزل به گمانم بدین سیاق است:
بگذشت و بازم آتش در خرمن سکون زد. و نه باز که یک آوا کم دارد. ( باز اتش در خرمن سکون من زد)

دکتر غدیری نوشته:

حاشیه های شماره ۱ و۲ تایید می شوند. آری استاد گلپایگانی نیز “بگذشت و بازم آتش در خرمن سکون زد”خوانده اند.

عباس مشرف رضوی نوشته:

اغلاط احتمالی:
بگذشت و باز آتش در خرمن سکون زد
به
بگذشت و بازم آتش در خرمن سکون زد

هر جا که عاقلی بود این جا دم از جنون زد
به
هر جا که عاقلی بود آن جا دم از جنون زد ( به هرجا با “آن” اشاره می شود)

تفاوتها در ضبط:
هر گه که سنگ آهی بر طاق آبگون زد
به
هر گه که سنگ آهی بر طاق نیلگون زد (طاق مینایی)

دیدار دلفروزش در پایم ارغوان ریخت
به
دیدار دلربایش در پایم ارغوان ریخت (همخوانی دیدار و دلربا با الف کشیده)

7 نوشته:

یا رب دلی که در وی پروای خود نگنجد
دست محبت آن جا خرگاه عشق چون زد

;کسی گه از خود دل کنده است چگونه میتواند دلباخته دیگری شود پس عشق و خودخواهی دو روی یک سکه اند

7 نوشته:

دیدار دلفروزش در پایم ارغوان ریخت
گفتار جان فزایش در گوشم ارغنون زد
ارغوان=گل دوروی،گل رعنا،گل سوری و آن گلی باشد از اندرون سرخ و بیرون زرد/نشان شرمندگی
دیدار دلفروزش در پایم ارغوان ریخت=از شادی سرخ و زرد شدم
یا شاید اشک به خون نشسته ام از رخ زردم سرازیر شد
به دیدار شد چون گل ارغوان سهی قدّ و دیبا رخ و پهلوان
فردوسی

کانال رسمی گنجور در تلگرام