گنجور

غزل ۱۴۹

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چه لطیفست قبا بر تن چون سرو روانت

آه اگر چون کمرم دست رسیدی به میانت

در دلم هیچ نیاید مگر اندیشه وصلت

تو نه آنی که دگر کس بنشیند به مکانت

گر تو خواهی که یکی را سخن تلخ بگویی

سخن تلخ نباشد چو برآید به دهانت

نه من انگشت نمایم به هواداری رویت

که تو انگشت نمایی و خلایق نگرانت

در اندیشه ببستم قلم وهم شکستم

که تو زیباتر از آنی که کنم وصف و بیانت

سرو را قامت خوبست و قمر را رخ زیبا

تو نه آنی و نه اینی که هم اینست و هم آنت

ای رقیب ار نگشایی در دلبند به رویم

این قدر بازنمایی که دعا گفت فلانت

من همه عمر بر آنم که دعاگوی تو باشم

گر تو باشی که نباشم تن من برخی جانت

سعدیا چاره ثباتست و مدارا و تحمل

من که محتاج تو باشم ببرم بار گرانت

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رسته نوشته:

بیت ۵

غلط : به یانت

درست : بیانت

پاسخ: جایگزینی مطابق نظر شما انجام شد.

arsham نوشته:

لطفا معنی دقیق مصراع دوم بیت اول را بنویسید
متشکرم.

... نوشته:

اگر اشتباه نکنم:
آه اگر دستم مانند کمربند به کمرت می رسید…
«م» در کمرم مضاف الیه برای دست میشه.
سعدی جای دیگه ای همین مفهوم رو آورده:
صد پیرهن قبا کنم از خرمی اگر / بینم که دست من چو کمر در میان توست

عباس ، ن نوشته:

ببخشایید جسارتم را
آه اگر چون کمرم دست رسیدی به میانت، درین ماناست:
چه می شد اگر مرا دست به میانت می رسید چون کمر بند.
میم را می توان ” مرا “ تلقی کرد

محمد نوشته:

“برخی” در بیت یکی مانده به پایان به معنی” قربانی” یا “فدایی” است.

محمد نوشته:

دوستان، در بیت “من همه عمر بر آنم که دعاگوی تو باشم/ گر تو باشی که نباشم تن من برخی جانت”، جایی خواندم که به جای “گر تو باشی”، “گر تو خواهی” آمده بود که معنی ساده‌تری دارد.کدام درست است؟اگر صورت کنونی -گر تو باشی- درست است، مصرع دوم به چه معناست؟

محمد نوشته:

اگر در این بیت :”من همه عمر بر آنم که دعاگوی تو باشم/ گر تو باشی که نباشم تن من برخی جانت”، صورت کنونی -گر تو باشی- درست باشد،شاید “که” به معنی “ولی” و ” اما” باشد، چنانچه در جای دیگری سعدی فرموده “ای رقیب این همه سودا مکن و جنگ مجوی / برکَنَم دیده که من دیده از او برنکَنم”.این معنی قدیمی برای “که” در لغت‌نامه دهخدا آمده است.در این صورت شاید معنی “گر” نیز در اینجا “همانا” و ” که” باشد (باز این معنی در لغت‌نامه آمده است)؛ مجموعن شاید معنی بیت این شود که ” تصمیم دارم در همه عمر برایت دعا کنم که تو باشی ولی من نباشم،تن من فدای جان تو باد”.

محمد نوشته:

البته در اینکه لغت‌نامه دهخدا منبع این معانی باشد کاملن مطمئن نیستم،دسترسی مستقیم به لغت نامه دهخدا ندارم و از دیگر منابع موجود در اینترنت بهره بردم.اگر لغزشی دراین‌باره هست از صاحبنظران عذر‌می‌خواهم.

عباسی - فسا نوشته:

آه اگر چون کمرم دست رسیدی به میانت
منظور سعدی بزرگ این است که عشق چونان دریایی است که به میانه کمرم رسیده است و دارم در دریای عشقت غرق می شوم و کاش دست من نیز به میانه تو می رسید
این هم شاهدی از سعدی:
ضرورتست که روزی به کوه رفته ز دستت
چنان بگرید سعدی که آب تا کمر آید

امیدوارم منظورم را درست رسانده باشم

کانال رسمی گنجور در تلگرام