گنجور

حکایت زلیخا با یوسف (ع)

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب
 

زلیخا چو گشت از می عشق مست

به دامان یوسف درآویخت دست

چنان دیو شهوت رضا داده بود

که چون گرگ در یوسف افتاده بود

بتی داشت بانوی مصر از رخام

بر او معتکف بامدادان و شام

در آن لحظه رویش بپوشید و سر

مبادا که زشت آیدش در نظر

غم آلوده یوسف به کنجی نشست

به سر بر ز نفس ستمگاره دست

زلیخا دو دستش ببوسید و پای

که ای سست پیمان سرکش درآی

به سندان دلی روی در هم مکش

به تندی پریشان مکن وقت خوش

روان گشتش از دیده بر چهره جوی

که برگرد و ناپاکی از من مجوی

تو در روی سنگی شدی شرمناک

مرا شرم باد از خداوند پاک

چه سود از پشیمانی آید به کف

چو سرمایهٔ عمر کردی تلف؟

شراب از پی سرخ رویی خورند

وز او عاقبت زرد رویی برند

به عذرآوری خواهش امروز کن

که فردا نماند مجال سخن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهسا رضایی نوشته:

در بیت هفتم ،قافیه به ضرورت khwash تلفظ می شود. تلفظی که در زبان کردی برای این کلمه رایج است و کردزبان ها راحت تر از پس تلفظ آن بر می آیند. یعنی تلفظ فارسی میانه ی این کلمه

رضا نوشته:

بیت هفتم کلمه ی خوش با لفظی خونده میشه که یزدی ها این کلمه رو تلفظ میکنن،البته این که کردها هم اینطور تلفظ میکنن رو من تا بحال نمیدونستم، یزدیها این کلمه رو خَش تلفظ میکنن ، یعنی روی حرف خ فتحه میذارن و حرف واو رو هم تلفظ نمیکنن.
ممنون از دست اندر کاران این سایت.

فزخ نوشته:

تلفظ خًش بجای خوش در ایران امروز مختص یزدیها نیست و مثلن بوشهریها هم همینطور میگویند.

کانال رسمی گنجور در تلگرام