گنجور

سر آغاز

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب
 

بیا ای که عمرت به هفتاد رفت

مگر خفته بودی که بر باد رفت؟

همه برگ بودن همی ساختی

به تدبیر رفتن نپرداختی

قیامت که بازار مینو نهند

منازل به اعمال نیکو دهند

بضاعت به چندان که آری بری

وگر مفلسی شرمساری بری

که بازار چندان که آگنده‌تر

تهیدست را دل پراگنده‌تر

ز پنجه درم پنج اگر کم شود

دلت ریش سرپنجهٔ غم شود

چو پنجاه سالت برون شد ز دست

غنیمت شمر پنج روزی که هست

اگر مرده مسکین زبان داشتی

به فریاد و زاری فغان داشتی

که ای زنده چون هست امکان گفت

لب از ذکر چون مرده بر هم مخفت

چو ما را به غفلت بشد روزگار

تو باری دمی چند فرصت شمار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ali نوشته:

با سلام خدمت دوستان واقعا این شعر ارزش تفکر عمیق سعدی بزرگوار رو میرسونه انشا اله منم بتونم همیشه این بینش و جهان بینی رو داشته باشم

مرتضی نوشته:

“که بازار چندان که آگنده‌تر
تهیدست را دل پراگنده‌تر”
این بیت حکایت مدافعین جریان اقتصاد بازار است که مدام از مراکز خرید و فروشگاه های زنجیره ای و تنوع محصول و قدرت انتخاب مشتری دم میزنند ولی اکثریت تهی دست و مستضعف جامعه را که از تماشای این همه کالای متنوع و مجلل تنها حسرت نصیبشان می شود محاسبه نمی کنند …

کانال رسمی گنجور در تلگرام