گنجور

حکایت در مذلت بسیار خوردن

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت
 

چه آوردم از بصره دانی عجب

حدیثی که شیرین ترست از رطب

تنی چند در خرقه راستان

گذشتیم بر طرف خرماستان

یکی در میان معده انبار بود

از این تنگ چشمی شکم خوار بود

میان بست مسکین و شد بر درخت

وزان جا به گردن در افتاد سخت

رئیس ده آمد که این را که کشت؟

بگفتم مزن بانگ بر ما درشت

شکم دامن اندر کشیدش ز شاخ

بود تنگدل رودگانی فراخ

نه هر بار خرما توان خورد و برد

لت انبار بد عاقبت خورد و مرد

شکم بند دست است و زنجیر پای

شکم بنده نادر پرستد خدای

سراسر شکم شد ملخ لاجرم

به پایش کشد مور کوچک شکم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مینا نوشته:

لت انبار به معنی شکم پرست و پر خور

احمد رضا نوشته:

دو بیت مانده به آخر:
در برخی نقل ها:
… شکم بنده کمتر پرستد خدای

ابوطالب رحیمی نوشته:

حکایت بسیار پر مفهوم و زیباییه. می گن اونقدری که شکم پرستی و پرخوری باعث مرگ انسان ها شده، جنگ و خونریزی نشده. تقریباً قریب به اتفاق بیماری های ما به خاطر اشتباه در تغذیه ی درست و پرخوریه. همونطوری که در حدیثی از پیامبر هم اومده: المعده بیت کل داء والحمیه رأس کلّ دواء: معده خانه ی همه ی بیماری ها و پرهیز (از خوردن) آغاز همه ی درمان ها است”
برخی ابیات این شعر زیبا رو من در کتاب صوتی بوستان و یکی دو تا نسخه چاپی که دارم تا حدودی متفاوت خوندم:

من از بصره آورده ام بس عجب/
حدیثی که شیرین ترست از رطب
*
تنی چند در خرقه راستان/
گذشتیم بر طرف خرماستان
*
یکی زآن میان معده انبار بود/
ز پرخواری خویش بس خوار بود
*
میان بست مسکین و شد بر درخت/
وزان جا به گردن در افتاد سخت
*
رئیس ده آمد که این را که کشت؟/
بگفتم مزن بانگ بر ما دُرشت
*
شکم دامن اندر کشیدش ز شاخ/
بود تنگدل رودگان فراخ
*
نه هر بار خرما توان خورد و برد/
که افتد که ناگه شود خورد و مرد
*
شکم بند دست است و زنجیر پای/
شکم بنده نادر پرستد خدای
*
سراسر شکم شد ملخ لاجرم/
به پایش کشد مور کوچک شکم
*
برو اندرونی به دست آر پاک/
شکم پر نخواهد شد الا به خاک

کانال رسمی گنجور در تلگرام