گنجور

حکایت طبیب و کرد

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا
 

شبی کردی از درد پهلو نخفت

طبیبی در آن ناحیت بود و گفت

از این دست کو برگ رز می‌خورد

عجب دارم ار شب به پایان برد

که در سینه پیکان تیر تتار

به از نقل ماکول ناسازگار

گر افتد به یک لقمه در روده پیچ

همه عمر نادان برآید به هیچ

قضا را طبیب اندر آن شب بمرد

چهل سال از این رفت و زنده‌ست کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ابوطالب رحیمی نوشته:

حکایت پزشکان روزگار ماست …افراد خامگیاهخوار (کسانی که مواد حیوانی و پخته نمی خورند و عمده تغذیه اونا رو میوه ها، سبزیجات و غلات و حبوبات به صورت آرد شده یا جوانه زده تشکیل می ده) زیادی مثل آرشاویر آوانسیان، دکتر بسکی، دکتر فرخنده و … رو داشتیم که قبل از انتخاب این روش زندگی پزشکان اونا رو جواب کرده بودند و بهشون گفته بودند شما چند ماه بیشتر زنده نیستید، در حالی که با خامگیاهخواری و انتخاب تغذیه طبیعی بیماری های به ظاهر لاعلاجشون رو درمان کردند و مرگشون را سال های سال به تعویق انداختند. به هر حال باز هم به قول سعدی: “چه داند طبیب از کسی رنج برد؟ // که بیچاره خواهد خود از رنج مرد!”

کانال رسمی گنجور در تلگرام