گنجور

حکایت در معنی تواضع نیکمردان

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع
 

شنیدم که فرزانه‌ای حق پرست

گریبان گرفتش یکی رند مست

ازان تیره دل مرد صافی درون

قفا خورد و سر بر نکرد از سکون

یکی گفتش آخر نه مردی تو نیز؟

تحمل دریغ است از این بی تمیز

شنید این سخن مرد پاکیزه خوی

بدو گفت از این نوع دیگر مگوی

درد مست نادان گریبان مرد

که با شیر جنگی سگالد نبرد

ز هشیار عاقل نزیبد که دست

زند در گریبان نادان مست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

salam.mikhastam khahesh konam az shoma ke ma`ni haye hekayat ra ham dar ekhtiyareman begozarid.moteshakeram.
shahshahani

آرمان نوشته:

جناب شهشهانی.
معنای تمام روایات به نثر در هیچ مجموعه ای آماده وجود ندارد. امّا دو مورد قابل انجام است:
۱- آن قسمت هایی که معنی اش را نمی فهمید بپرسید
۲- کتاب های ادبیاتتات دبیرستان یا کتاب زبان و ادبیات فارسی نوشته ی ذوالفقاری و دو تن دیگر (همان نویسندگان ادبیات دبیرستان) را مرور فرمایید. هدف این کتاب ها توانا ساختن شما در مطالعه ی ادبیات فارسی و فهم آن با حداقل کمک می باشد.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام