گنجور

حکایت در محرومی خویشتن بینان

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع
 

یکی در نجوم اندکی دست داشت

ولی از تکبر سری مست داشت

بر گوشیار آمد از راه دور

دلی پر ارادت، سری پر غرور

خردمند از او دیده بردوختی

یکی حرف در وی نیاموختی

چو بی بهره عزم سفر کرد باز

بدو گفت دانای گردن فراز

تو خود را گمان برده‌ای پر خرد

انائی که پر شد دگر چون برد؟

ز دعوی پری زان تهی می‌روی

تهی آی تا پر معنای شوی

ز هستی در آفاق سعدی صفت

تهی گرد و باز آی پر معرفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد نوشته:

یه بیت مانده به آخر به جای “معنای” باید معانی نوشته شود.

کیاسری نوشته:

بیت آخر به نقل از لغت نامه دهخدا
ز دعوی پری زان تهی میروی تهی آی تا پر معانی روی

رضا نوشته:

بر کوشیار آمد از راه دور
(ابوالحسن کوشیار منجم قرن چهارم)

کانال رسمی گنجور در تلگرام