گنجور

حکایت مجنون و صدق محبت او

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور
 

به مجنون کسی گفت کای نیک پی

چه بودت که دیگر نیایی به حی؟

مگر در سرت شور لیلی نماند

خیالت دگر گشت و میلی نماند؟

چو بشنید بیچاره بگریست زار

که ای خواجه دستم ز دامن بدار

مرا خود دلی دردمندست ریش

تو نیزم نمک بر جراحت مریش

نه دوری دلیل صبوری بود

که بسیار دوری ضروری بود

بگفت ای وفادار فرخنده خوی

پیامی که داری به لیلی بگوی

بگفتا مبر نام من پیش دوست

که حیف است نام من آن جا که اوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

بیت۴:
مرا خود دلی دردمنداست و ریش
تو نیزم مزن بر سر ریش نیش

امین کیخا نوشته:

حی به عربی افزون بر زنده معنی میدان میدهد

امین کیخا نوشته:

ناشناس جانم ریشیدن هم تواند بود زیرا معنی ریز ریز کردن می دهد و ان چون خرد کردن قطعه ای نمک است بروی ریش و زخم با درود

شکوه نوشته:

بله ریشیدن به معنی ریز کردن هم هست ولی علامه دهخدا آنرا به معنی ریختن و فرو ریختن آورده اند که نمک ریشیدن در آن صورت میشود نمک ریختن

کانال رسمی گنجور در تلگرام