گنجور

حکایت

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب دوم در احسان
 

شنیدم که پیری به راه حجاز

به هر خطوه کردی دو رکعت نماز

چنان گرم رو در طریق خدای

که خار مغیلان نکندی ز پای

به آخر ز وسواس خاطر پریش

پسند آمدش در نظر کار خویش

به تلبیس ابلیس در چاه رفت

که نتوان از این خوب تر راه رفت

گرش رحمت حق نه دریافتی

غرورش سر از جاده برتافتی

یکی هاتف از غیبش آواز داد

که ای نیکبخت مبارک نهاد

مپندار اگر طاعتی کرده‌ای

که نزلی بدین حضرت آورده‌ای

به احسانی آسوده کردن دلی

به از الف رکعت به هر منزلی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مینا نوشته:

خطوه به معنی قدم و گام است و گویامعیاری برای سنجش واحد طول

مینا نوشته:

تافت درفش معنی میدهد و نور ونور هم رون بوده در اصل ولون و سو که همه فارسی هستند که البته زیبایی تفسیرهمه اینها با نگارش و توضیحات زیبای جناب کیخا صد چندان خواهد شد

مینا نوشته:

درخش

مینا نوشته:

البته منظور از برتافتن در اینجا پیچیدن و گردیدن است

کانال رسمی گنجور در تلگرام