گنجور

حکایت

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب دوم در احسان
 

بزارید وقتی زنی پیش شوی

که دیگر مخر نان ز بقال کوی

به بازار گندم فروشان گرای

که این جو فروش است گندم نمای

نه از مشتری کز ز حام مگس

به یک هفته رویش ندیده‌ست کس

به دلداری آن مرد صاحب نیاز

به زن گفت کای روشنایی، بساز

به امید ما کلبه این جا گرفت

نه مردی بود نفع از او وا گرفت

ره نیکمردان آزاده گیر

چو استاده‌ای دست افتاده‌گیر

ببخشای کانان که مرد حقند

خریدار دکان بی رونقند

جوانمرد اگر راست خواهی ولی است

کرم پیشهٔ شاه مردان علی است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عنقا نوشته:

تصحیح شود:
کزدحام = که از ازدحام

شاه علی حصاری نوشته:

کز زحام درسته جانم 《که از زحام》 یعنی … که از زحام (زحمت) مگس [ها] کسی نمی توانست رویش را ببیند به اصطلاح امروز فقط مگس می پروند از بی رونقی کار!

احسان نوشته:

مصرع اول اولین کلمه بنالید درسته

کانال رسمی گنجور در تلگرام