گنجور

حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر(ص)

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب دوم در احسان
 

شنیدم که طی در زمان رسول

نکردند منشور ایمان قبول

فرستاد لشکر بشیر نذیر

گرفتند از ایشان گروهی اسیر

بفرمود کشتن به شمشیر کین

که ناپاک بودند و ناپاکدین

زنی گفت من دختر حاتمم

بخواهید از این نامور حاکمم

کرم کن به جای من ای محترم

که مولای من بود از اهل کرم

به فرمان پیغمبر نیک رای

گشادند زنجیرش از دست و پای

در آن قوم باقی نهادند تیغ

که رانند سیلاب خون بی دریغ

بزاری به شمشیر زن گفت زن

مرا نیز با جمله گردن بزن

مروت نبینم رهایی ز بند

به تنها و یارانم اندر کمند

همی گفت و گریان بر اخوان طی

به سمع رسول آمد آواز وی

ببخشیدش آن قوم و دیگر عطا

که هرگز نکرد اصل و گوهر خطا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

عجب ، عجب
نمیدانستم حضرت ختمی مرتبت دین مبین را به دیگران تحمیل میفرمودند
یا سعدی داستان بافته یا تاریخ را بیان میکند
مگر میشود هرکه مسلمان نبود را با لشکر کشی و کشتار مسلمان کرد یا گردن زد
آنهم قبیله ی حاتم طایی و دختر او
دوستان حقیقت چیست؟

Hamishe bidar نوشته:

دوست عزیز حقیقت را که سعدی اینطور بیان کرده:
ببخشیدش آن قوم و دیگر عطا
که هرگز نکرد اصل و گوهر خطا
کاش شما آن موقع بودی و به حضرت درس میدادی که چه بکند یا نکند! شما واقعاً دنبال حقیقتی دوست عزیز؟

ناشناس ۲ نوشته:

بیدار عزیز
آن ناشناس که در کار شعر و یا محمد دخالت نکرد که به او می تازی و خرده می گیری
این شعر سعدی سؤال بر انگیز است و او پرسیده آیا حقیقت دارد که پیامبر به قبیله ی حاتم طایی لشکر کشی کرده یا نه
نه به آن دوست عزیز گفتنت ، نه به آن کنایه زدنت

Hamishe bidar نوشته:

“نمیدانستم حضرت ختمی مرتبت دین مبین را به دیگران تحمیل میفرمودند”

“مگر میشود هرکه مسلمان نبود را با لشکر کشی و کشتار مسلمان کرد یا گردن زد”

شما به اینطور حرفها چه میگویی؟ همه انسانها برای من “دوست عزیز” هستند هر چند که بر امام و پیامبر خرده بگیرند و به ایشان درس بدهند:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست
آدم اگر واقعاً به دنبال حقیقت بگردد و صادق باشد، حتما به حق میرسد. ولی انسانی که با غرض و مرض بخواهد به مقدسات توهین کند سرانجام پشیمان میشود.
با احترام دوست عزیز!

بیبسواد نوشته:

ناشناس بیدار!!

سعدی مورخ نیست ،او اندرز گوست و بسیاری از داستان هایی که میسراید نمک اندر تلخی است که به کام خواننده، به کام مردمان میریزد،
تاریخ جنگهای حضرت روشن است نجویید پس به مجادله نرخیزید.

معصومه نوشته:

درست است ناشناس گرامی
من به واقدی و به ابن هشام مراجعه کردم
حضرت محمد ، ٰعلی علیه اسلام را برای جنگ و تخریب معبد قبیله ی طی فرستادند
تا حاتم طایی زنده بود ، پیامبر ، ایشان را به حال خود گزاردند ولی بعد مرگ حاتم دستور حمله صادر فرمودند
حضرت علی با لشگری به سوی قبیله ی طی رفتند . پسر حاتم ، عدی ،، آنچه داشت برداشت و فرار کرد ولی دختر حاتم که پیرزنی بود را همراه نبرد
حضرت علی بسیار اسیر گرفت و سه شمشیر و زره که در معبد بود باضافه ی غنایم برداشت و در برگشت ،غنایم را بین لشگریان تقسیم کرد ولی اسرا را به خدمت آورد
دختر حاتم ، ،سفانه، را هم پای برهنه ، بسته ، به خدمت آوردند ولی حضرتش از عریانی پیر زن ناراحت شدند و عبای مبارک را به پیر زن پوشاندند
پس از چندی او را با کاروانی به سوی برادر گسیل داشتند
از رشادتهای این زن همین بس که در زمان گردن زدن اسرا
جلو آمد و به حضرت گفت که من بزرگ قبیله ام و سزاوارم تا مرا هم همراه قبیله ام بکشید و سبب شد تا پیامبر از خون بقیه ی بگذرند
طبری نیز در جلد سوم صفحه ی ۱۱۳ به این واقعه اشاره دارد

ناشناس ۲ نوشته:

بیسواد جان
بالاخره نجوئیم یا بجوئیم
نرخیزیم یابرخیزیم
تکلیف چیست
شماکه باسوادی

آشنا نوشته:

آقابیدار
توهم جای مفت گیر اوردی هی شالتاق کن
خوب راس میگه دیگه
قبیله ی حاتم هر دینی داشتن مشغول زندگی خودشون بودن . حالا چرا باید غارت بشن؟ اسیر بشن؟ گردن زده بشن؟
هر کسی دین خودشو حق میدونه
لا اکراه فی الدین

Hamishe bidar نوشته:

آقای آشنا، دوست عزیز: من مثل شما عاقل نیستم که به پیامبر خدا بگویم که اشتباه کرده است. من اگر خیلی شانس بیاورم خود را از این مهلکه نجات میدهم. شما حتما به سعادت ابدی رسیدید که از حقوق دیگران در برابر خدا و پیامبر خدا دفاع میکنید. این راهنمایی را شما به خدا و پیامبر بکنید و حق کافران را از ایشان بستانید. موفق باشید و خدا به ما و شما رحم کند.

آشنا نوشته:

آقا بیدار
من دارم از شما میپرسم که علامه ی دهری و از زیر و روی دین دلیل میاری . سه تا علامت سؤال رو ندیدی
من کجا از پیغمبر خدا ایراد گرفتم یا گفتم اشتباه کرده ؟، می پرسم دلیل لشگر کشی چی بوده ؟ مگه نگفته لا اکراه فی الدین ، پس حتماً این اسیر کردن و زدن و کشتن یه
دلیلی داشته ، شاید نتونستم پرسشم رو درست بگم
مهلکه کدومه ؟ ، عاقل کیه؟ سؤال کردن مال نادوناست
گر جواب پرسشم داری بگو
گر نداری رو ز دانایان بجو
مخلصیم

بیبسواد نوشته:

ناشناس جان ۲

من این حروف نوشتم چنانکه غیر ( بداند)
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی!!

با شماست که بجویید یا نجویید، اما سفارش میکنم
هرگز نرخیزید !

اما من اگر باسواد بودم ، که عضو دولت کدخدا دوستان میبودم. من مردی عامیم مرا باسواد چه کار؟؟

ناشناس ۲ نوشته:

بیسواد جان
صد رحمت به گربه ی مرتضی علی

بیبسواد نوشته:

ناشناس جان ۲
خالی از شوخی این داستان حضرت و گربه چیست که ضرب المثل شده است؟؟

ناشناس ۲ نوشته:

با احترام خدمت بی سواد جان

در فرهنگ عامیانه ی ما به هر کس که می خواهد هرطور شده حرف خودش را به کرسی بنشاند می گویند مثل گربه ی مرتضی علی است
این مثل هیچ ربطی به مولای متقیان علی بن ابیطالب ندارد که ساحتش از این مقوله به دور است
میگویند زمانی معرکه گیری از هند به ایران میاَید ،
در میان همه ی شامورتی بازی هایش گربه ای نیز داشته که او را از هرطرف به هوا پرتاب میکرده گربه در همان نقطه ی پرتاب {چارچنگولی} چهار دست و پا به زمین می نشسته بدون هیچ آسیبی
نام این معرکه گیر ” مرتاض علی “ بوده که در اثر استعمال و ارادت ایرانیان گربه ی او از گربه ی مرتاض علی به گربه ی مرتضی علی تغییر نام داد
بیسواد جان ما و البته بیدار همیشگی نیز مصداق این ضرب المثل اند
که همیشه هر مشکلی و سؤالی باشد لاجرم حرف ایشان آیه ی مُنزل است و جوابی در آستین دارند
اگر چه تظاهر به حقارت و بی سوادی کنند
شوخی بود
ما در محضر شما عزیزان درس ها آموختیم
خوش باشید

بیبسواد نوشته:

سپاس ناشناس ۲ گرامی
مولای متقیان خود میفرماید هرکس چیزی به من بیاموزد مرابنده خویش میکند،
اجرتان با مرتضاعلی
من گاه برخی پاسخ ها در آستین دارم بی که بر صحت و سقم شان پافشاری کنم
تندرست و شادکام بوید
می گویند و به گردن آنان که میگویند ( که من مرتاض یا که گربه باز نیستم،) :گربه ها جملگی به هوا که پرتابشان کنید چهار دست و پا بر زمین می آیند مگر که علف گربه مصرف کرده باشند و الله اعلم ( با اجازه اخاذ ماخذ!!)

Hamishe bidar نوشته:

آقای آشنا، دوست عزیز: مهلکه این دنیاست دوست گرامی. اگر خدایی نکرده دلخور شدی ما را ببخش. دوست گرامی اگر شما درست تحقیق کنی میبینی که خیلی از این داستانها درست نقل نشدند و وقتی کسی این سوُالهایی و حرفهایی که شما نوشتید دیده میشوند
“توهم جای مفت گیر اوردی هی شالتاق کن”
“خوب راس میگه دیگه”
“قبیله ی حاتم هر دینی داشتن مشغول زندگی خودشون بودن . ” “حالا چرا باید غارت بشن؟ اسیر بشن؟ گردن زده بشن؟”
خیال میکنه که شما با خدا و رسولش جنگ داری!
البته حتما اشتباه من بود و شما از رو کنجکاوی سوُال کردی.
من هم که گفتم: “من اگر خیلی شانس بیاورم خود را از این مهلکه نجات میدهم” مبالغه نبود دوست گرامی!

Hamishe bidar نوشته:

دوست عزیز ناشناس ۲: “…بیدار همیشگی نیز مصداق این ضرب المثل اند که همیشه هر مشکلی و سؤالی باشد لاجرم حرف ایشان آیه ی مُنزل است و جوابی در آستین دارند. اگر چه تظاهر به حقارت و بی سوادی کنند.” این شوخی خوبی نبود دوست عزیز. اگر هم واقعاً خیال کردی که من جوابی برای همه چیز دارم یا دوست دارم حرفم به کرسی بنشیند که سخت در اشتباهی دوست گرامی. شاید متوجه شده باشی که فارسی زبان مادری من نیست. اینکه اینجا زیاد مینوسم و می خوانم برای یاد گرفتن زبان فارسی هست، دوست گرامی. اگر شما از من زیاد حرف می بینی دلیل تمرین زبان و نظرات شخصی خودم است. ادعای دینداری ندارم ولی بی دین هم نیسستم دوست گرامی. من تظاهر به حقارت و بی سوادی نمیکنم، دوست عزیز: از کوزه همان برون تراود که دراوست. اجرتان با مرتضی علی!

ناشناس ۲ نوشته:

همیشه بیدار گرامی
تبریک میگویم که فارسی را خوب میدانی
گمان نمی کردم برنجی
Das war ein Witz
Ich wusste nicht, kann man nicht Spaß zu schreiben mit den Deutschen
persische Sprache ist nicht meine Muttersprache entweder
Ich entschuldige mich,
درین آخرین کامنت برایت آرزوی سعادت دارم
موفق باشی

Hamishe bidar نوشته:

ناشناس ۲

!Kein Problem mein Freund

شما هم حلال کن دوست گرامی!

کانال رسمی گنجور در تلگرام