گنجور

حکایت در معنی صید کردن دلها به احسان

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب دوم در احسان
 

به ره در یکی پیشم آمد جوان

بتگ در پیش گوسفندی دوان

بدو گفتم این ریسمان است و بند

که می‌آرد اندر پیت گوسفند

سبک طوق و زنجیر از او باز کرد

چپ و راست پوییدن آغاز کرد

هنوز از پیش تازیان می‌دوید

که جو خورده بود از کف مرد وخوید

چو باز آمد از عیش و بازی بجای

مرا دید و گفت ای خداوند رای

نه این ریسمان می‌برد با منش

که احسان کمندی است در گردنش

به لطفی که دیده‌ست پیل دمان

نیارد همی حمله بر پیلبان

بدان را نوازش کن ای نیکمرد

که سگ پاس دارد چو نان تو خورد

بر آن مرد کندست دندان یوز

که مالد زبان بر پنیرش دو روز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جغتایی نوشته:

که سگ پاس دارد چو نان تو خورد
بنظر میاد نانت خورد صحیحتر باشه

عبداله مختاری نوشته:

که جو خورده بود از کف مرد وخوید
وزن درست نیست

رسته نوشته:

ظاهرا حرف ( و ) اضافه است.
باید به این شکل باشد :
هنوز از پیش تازیان می‌دوید
که جو خورده بود از کف مرد خوید

سعدی خوید را با رسید و چید هم قافیه بسته است:
بوستان:
چمد تا جوان است و سر سبز خوید
شکسته شود چون به زردی رسید

گلستان :

هر که مزروع خود بخورد به خوید
وقت خرمنش خوشه باید چید

عبداله نوشته:

که سگ پاس دارد چو نان تو خورد
در این جا خورد را خرد با فتحه بر خ باید خواند.

حیدری نوشته:

طوق وزنجیر برگردن گوسفند نمی بندند

سبک بند از گردنش باز کرد

حمید سامانی نوشته:

به تک با کاف نه بتگ
تک به معنای تند و تیز دویدن
به تک در پیش گوسفندی دوان
یعنی تند به دنبال گوسفندی میدویده

کانال رسمی گنجور در تلگرام