گنجور

گفتار اندر تقویت مردان کار آزموده

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای
 

به پیکار دشمن دلیران فرست

هزبران به آورد شیران فرست

به رای جهاندیدگان کار کن

که صید آزموده‌ست گرگ کهن

مترس از جوانان شمشیر زن

حذر کن ز پیران بسیار فن

جوانان پیل افگن شیر گیر

ندانند دستان روباه پیر

خردمند باشد جهاندیده مرد

که بسیار گرم آزموده‌ست و سرد

جوانان شایستهٔ بخت ور

ز گفتار پیران نپیچند سر

گرت مملکت باید آراسته

مده کار معظم به نوخاسته

سپه را مکن پیشرو جز کسی

که در جنگها بوده باشد بسی

به خردان مفرمای کار درشت

که سندان نشاید شکستن به مشت

رعیت نوازی و سر لشکری

نه کاری است بازیچه و سرسری

نخواهی که ضایع شود روزگار

به ناکاردیده مفرمای کار

نتابد سگ صید روی از پلنگ

ز روبه رمد شیر نادیده جنگ

چو پرورده باشد پسر در شکار

نترسد چو پیش آیدش کارزار

به کشتی و نخچیر و آماج و گوی

دلاور شود مرد پرخاشجوی

به گرمابه پرورده و خیش و ناز

برنجد چو بیند در جنگ باز

دو مردش نشانند بر پشت زین

بود کش زند کودکی بر زمین

یکی را که دیدی تو در جنگ پشت

بکش گر عدو در مصافش نکشت

مخنث به از مرد شمشیر زن

که روز وغا سر بتابد چو زن

چه خوش گفت گرگین به فرزند خویش

چو بربست قربان پیکار و کیش

اگر چون زنان جست خواهی گریز

مرو آب مردان جنگی مریز

سواری که بنمود در جنگ پشت

نه خود را که نام آوران را بکشت

شجاعت نیاید مگر زان دو یار

که افتند در حلقهٔ کارزار

دو همجنس همسفرهٔ همزبان

بکوشند در قلب هیجا به جان

که ننگ آیدش رفتن از پیش تیر

برادر به چنگال دشمن اسیر

چو بینی که یاران نباشند یار

هزیمت ز میدان غنیمت شمار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رضا نوشته:

به پیکار دشمن دلیران فرست
هژبران به آورد شیران فرست

7 نوشته:

چه خوش گفت گرگین به فرزند خویش
چو بربست قربان پیکار و کیش

قَربان=جای کمان=کماندان

اگر چون زنان جست خواهی گریز
مرو آب مردان جنگی مریز
آب=آبرو

7 نوشته:

به خردان مفرمای کار درشت
که سندان نشاید شکستن به مشت
این بیت را باید زر گرفت،عجب دنیایی شده وارونه وارونه

7 نوشته:

به پیکار دشمن دلیران فرست
هزبران به آورد شیران فرست

هژبر یا هزبر در اصل واژه عربی است هم معنی با اسد،شیر،حیدر و ضیغم
که در شاهنامه هم بارها بکار رفته است هم به شکل هزبر و هم به شکل هژبر:
چنین گفت با زال کین غم چراست
به چشم هژبر اندرون نم چراست

یکی آفرین کرد سام دلیر
که تهما هژبرا بزی شاد دیر

همی‌بود بر تخت زر با کلاه
و را دید برتازیی چون هزبر

پریشان روزگار نوشته:

جناب ۷
واژه هژیر را همه فرهنگها فارسی میدانند از آن جمله
لغت فرس ، لغت دری به مانای نیک ، شایسته ،خوب و هم چابک و جلد و دلیر.

7 نوشته:

درود
hožabr هژبر هست نه هژیر hažir

پریشان روزگار نوشته:

درود بر ۷
برای روشنگری

کانال رسمی گنجور در تلگرام