گنجور

گفتار اندر نواخت لشکریان در حالت امن

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای
 

دلاور که باری تهور نمود

بباید به مقدارش اندر فزود

که بار دگر دل نهد بر هلاک

ندارد ز پیکار یأجوج باک

سپاهی در آسودگی خوش بدار

که در حالت سختی آید به کار

کنون دست مردان جنگی ببوس

نه آنگه که دشمن فرو کوفت کوس

سپاهی که کارش نباشد به برگ

چرا روز هیجا نهد دل به مرگ؟

نواحی ملک از کف بدسگال

به لشکر نگه دار و لشکر به مال

ملک را بود بر عدو دست، چیر

چو لشکر دل آسوده باشند و سیر

بهای سر خویشتن می‌خورد

نه انصاف باشد که سختی برد

چو دارند گنج از سپاهی دریغ

دریغ آیدش دست بردن به تیغ

چه مردی کند در صف کارزار

که دستش تهی باشد و کار، زار؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رهام نوشته:

تهئر در اینجا به معنی گستاخی به کار رفته

رهام نوشته:

روز هیجا :روز نبرد و کارزار

امین کیخا نوشته:

دلاسوده یعنی مطمئن

کانال رسمی گنجور در تلگرام