گنجور

حکایت قزل ارسلان با دانشمند

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای
 

قزل ارسلان قلعه‌ای سخت داشت

که گردن به الوند بر می‌فراشت

نه اندیشه از کس نه حاجت به هیچ

چو زلف عروسان رهش پیچ پیچ

چنان نادر افتاده در روضه‌ای

که بر لاجوردین طبق بیضه‌ای

شنیدم که مردی مبارک حضور

به نزدیک شاه آمد از راه دور

حقایق شناسی، جهاندیده‌ای

هنرمندی، آفاق گردیده‌ای؟

بزرگی، زبان آوری کاردان

حکیمی، سخنگوی بسیاردان

قزل گفت چندین که گردیده‌ای

چنین جای محکم دگر دیده‌ای؟

بخندید کاین قلعه‌ای خرم است

ولیکن نپندارمش محکم است

نه پیش از تو گردن کشان داشتند

دمی چند بودند و بگذاشتند؟

نه بعد از تو شاهان دیگر برند

درخت امید تو را برخورند؟

ز دوران ملک پدر یاد کن

دل از بند اندیشه آزاد کن

چنان روزگارش به کنجی نشاند

که بر یک پشیزش تصرف نماند

چو نومید ماند از همه چیز و کس

امیدش به فضل خدا ماند و بس

بر مرد هشیار دنیا خس است

که هر مدتی جای دیگر کس است

چنین گفت شوریده‌ای در عجم

به کسری که ای وارث ملک جم

اگر ملک بر جم بماندی و بخت

تو را چون میسر شدی تاج و تخت؟

اگر گنج قارون به چنگ آوری

نماند مگر آنچه بخشی، بری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین خاقانی نوشته:

بیت اول اشاره به قله بسیار شکوهمند و زیبای قزل ارسلان در کوهستان الوند همدان دارد.

قاسم قزل ارسلان نوشته:

فامیلی منم قزل ارسلانه خیلی از این شعر خوشم اومد

فرشید نوشته:

قزل ارسلان، نام قلعه ای واقع در قله کوه، قلات، شیراز است که
متاسفانه تخریب شده وجز ویرانه ای از ان چیزی نمانده.

کانال رسمی گنجور در تلگرام