گنجور

در تغیر روزگار و انتقال مملکت

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای
 

شنیدم که در مصر میری اجل

سپه تاخت بر روزگارش اجل

جمالش برفت از رخ دل فروز

چو خور زرد شد بس نماند ز روز

گزیدند فرزانگان دست فوت

که در طب ندیدند داروی موت

همه تخت و ملکی پذیرد زوال

بجز ملک فرمانده لایزال

چو نزدیک شد روز عمرش به شب

شنیدند می‌گفت در زیر لب

که در مصر چون من عزیزی نبود

چو حاصل همین بود چیزی نبود

جهان گرد کردم نخوردم برش

برفتم چو بیچارگان از سرش

پسندیده رایی که بخشید و خورد

جهان از پی خویشتن گرد کرد

در این کوش تا با تو ماند مقیم

که هرچ از تو ماند دریغ است و بیم

کند خواجه بر بستر جان‌گداز

یکی دست کوتاه و دیگر دراز

در آن دم تو را می‌نماید به دست

که دهشت زبانش ز گفتن ببست

که دستی به جود و کرم کن دراز

دگر دست کوته کن از ظلم و آز

کنونت که دست است خاری بکن

دگر کی برآری تو دست از کفن؟

بتابد بسی ماه و پروین و هور

که سر بر نداری ز بالین گور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ایت کرد نوشته:

هور یکی از واژه های مهم و شاید مهمترین واژه ایرانی است که تاکنون زنده مانده است .منشا آن اوستا است و در فلات ایران به صورت های : مهر ، هور ، خور ، هُور ، خورشیت ،خورشید ، آفتاب ، آفتاو ، افتاو ، …. تلفظ و گویش می شود و این به غیر از متون کهن و باستانی ایرانی است و به خوبی گستره فرهنگی ایران را مشخص می کند ؛
فردوسی در شاهنامه ۶۷ بار از واژه هور استفاده کرده است.
سه جنگ گران کرده شد در سه روز چه در شب چه در هور گیتی فروز
ز شبگیر تا سایه گسترد هور همی این برآن آن برین کرد زور
اسدی توسی در گرشاسب نامه ۱۵ بار از آن استفاده کرده است ، نظامی گنجوی ۶ بار
انوری :
گیر که گیتی همه چنگست و نای گیر که گردون همه ماهست و هور
سعدی :
بتابد بسی ماه و پروین و هور که سر بر نداری ز بالین گور
سلمان ساوجی :
آنکه از کبر، یک وجب می‌دید از سر خویش تا به افسر هور
آن شنیدستی که ارباب تجارت گفته اند مهر بر دختر منه ور خود بود چون ماه و هور
سنایی :
چو حورم نهان و چو هور آشکارا ولیک از حقیقت نه حورم نه هورم
بهاالدین زکریای عراقی :
چون به جیب افق فرو شد هور روشنی شد ز صحن عالم دور
و دیگر شاعران فلات ایران از جمله : شیخ محمود شبستری ، عطار ، اسعد گرگانی ، قاآنی ، اقبال لاهوری ، محتشم کاشانی ، بهار ، بیدل دهلوی ، مسعود سعد سلمان ، وحشی بافقی ، منوچهری و ….

کانال رسمی گنجور در تلگرام