گنجور

حکایت عابد و استخوان پوسیده

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای
 

شنیدم که یک بار در حله‌ای

سخن گفت با عابدی کله‌ای

که من فر فرماندهی داشتم

به سر بر کلاه مهی داشتم

سپهرم مدد کرد و نصرت وفاق

گرفتم به بازوی دولت عراق

طمع کرده بودم که کرمان خورم

که ناگه بخوردند کرمان سرم

بکن پنبهٔ غفلت از گوش هوش

که از مردگان پندت آید به گوش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی نوشته:

این شعر در غالب مثنوی است.اگر کمی بیندیشی
میتوانی از مردگان پند های مفیدی بگیری.
طمع باعث نابودی است.

ابوطالب نوشته:

شعر خیلی زیبایی است. “حله” به معنای محله و کوی و برزن هست. در مصرع دوم بیت دوم “به” و “بر” حرف اضافه هستند. در قدیم معمول بود که متمم یا مفعول گاهاً با دو حرف اضافه گفته می شد. مثلاً: “مر استاد را گفتم ای پر خِرَد// فلان یار بر من حسد می برد” که “مر” و “را” حرف اضافه هستند. مصرع اول بیت سوم در برخی نسخه ها به صورت “سپهرم مدد کرد و دولت وفاق” یا “سپهرم مدد کرد و بخت اتفاق” نیز آمده است. شاه بیت این شعر بیت چهارم و جناس بسیار زیبایی است که در کلمه “کرمان” به کار رفته. “کرمان” اول به معنای شهر و دیار کرمان در ایران هست و “کرمان” دوم به معنای کرم های زیر خاک! البته برای درست شدن قافیه “کرمان خورم” باید به صورت “کرمان خَورَم” خواهده شود.

محسن خ نوشته:

تا آنجا که من می دانم بیت اول قدری سخت فهم است. لذا برای تسهیل آن، آنچه از آن فهمیده ام را می نویسم:

حِلّه: محلّه

کله: (کَ لَّ یا لُِ) (اِ.) ۱ - سر، رأس (اعم از انسان یا حیوان ). ۲ - هر چیز گرد. ۳ - هوش ، عقل . ۴ - جمجمه (جانوری ).

شنیدم که یک بار در حِلّه‌ای / سخن گفت با عابدی کِلّه‌ای

یکبار در محله ای شنیدم که جمجمه ای داشت با عابدی سخن می گفت.

کانال رسمی گنجور در تلگرام