گنجور

باب اول در عدل و تدبیر و رای

 
سعدی
سعدی » باب اول در عدل و تدبیر و رای
 

سر آغاز

حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست

گفتار اندر بخشایش بر ضعیفان

در معنی شفقت بر حال رعیت

حکایت در شناختن دوست و دشمن را

گفتار اندر نظر در حق رعیت مظلوم

هم در این معنی

حکایت در معنی شفقت

حکایت اتابک تکله

حکایت ملک روم با دانشمند

حکایت مرزبان ستمگار با زاهد

گفتار اندر نگه داشتن خاطر درویشان

حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی

حکایت

اندر معنی عدل و ظلم و ثمرهٔ آن

حکایت برادران ظالم و عادل و عاقبت ایشان

صفت جمعیت اوقات درویشان راضی

حکایت عابد و استخوان پوسیده

گفتار اندر نکوکاری و بد کاری و عاقبت آنها

حکایت شحنه مردم آزار

حکایت حجاج یوسف

در نواخت رعیت و رحمت بر افتادگان

حکایت در این معنی

گفتار اندر بی‌وفائی دنیا

در تغیر روزگار و انتقال مملکت

حکایت قزل ارسلان با دانشمند

حکایت

حکایت پادشاه غور با روستایی

حکایت مأمون با کنیزک

حکایت درویش صادق و پادشاه بیدادگر

حکایت زورآزمای تنگدست

حکایت در معنی خاموشی از نصیحت کسی که پند نپذیرد

گفتار اندر رای و تدبیر ملک و لشکر کشی

گفتار اندر نواخت لشکریان در حالت امن

گفتار اندر تقویت مردان کار آزموده

گفتار اندر دلداری هنرمندان

گفتار اندر حذر کردن از دشمنان

گفتار اندر دفع دشمن به رای و تدبیر

گفتار اندر ملاطفت با دشمن از روی عاقبت اندیشی

گفتار اندر حذر از دشمنی که در طاعت آید

گفتار اندر پوشیدن راز خویش