گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۴

 
رودکی
رودکی » رباعیات
 

آمد بر من، که؟ یار، کی؟ وقت سحر

ترسنده ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر

دادمش دو بوسه، بر کجا؟ بر لب تر

لب بد؟ نه، چه بد؟ عقیق، چون بد؟ چو شکر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسن نوشته:

یکی از بهترین رباعیات رودکی! من که به شخصه بسی حال بردم از آن!

یوسف نوشته:

اینی یکی از هنرنمایی های منحصر به فرد رودکی است و به نظر حقیر از این حیث جالب توجه است که گوتگویی پیرامون یک رخداد در یک رباعی آمده است. طوری که اگر بخواهیم به نثر بیان کنیم ناگزیر خواهیم بود که چند سطر بگوییم. شاعر این گفتگو را با اعجاز هنر به آرایه ایجاز آراسته و در دو بیت نقل کرده است. علاوه بر این جسارت شعر در نقل این رخداد عاشقانه نیز بر جذابیت آن افزوده است. با توجه به اینکه شعر متعلق به رودکی است و او در مبتدای شعر فارسی است، این میزان از ذوق و زیبایی و هنرمندی، ارزشی مضاعف دارد.

حمید زارعی مرودشت نوشته:

این یکی از مشهورترین رباعی های زبان فارسی هست.

خیلیا سعی کردن یه رباعی شبیه به این بنویسن که هیچکس موفق نشد. تا رسید به حضرت بیدل که گفت:

دی خفت. که؟ ناقه. در کجا خفت؟ به گل.
کردم. چه؟ فغان. ز چه؟ ز یاد منزل
داد. از که؟ ز خود. چرا؟ ز سعی باطل
کافتاد. چه؟ بار. از که؟ سر. بَر که؟ به دل!

(بیدل)

کانال رسمی گنجور در تلگرام