گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آزادی نوشته:

کاتوره
فرهنگ لغت عمید

(صفت) ‹کاتور› [قدیمی]
[kāture]
۱. سرگشته؛ سرگردان؛ گیج؛ حیران.
۲. (اسم مصدر) سرگشتگی؛ سرگردانی: ♦ هیچ راحت می‌نبینم در سرود و رود تو / جز که از فریاد و زخمه‌ات خلق را کاتوره خاست (رودکی: ۵۲۱).

کانال رسمی گنجور در تلگرام