گنجور

ابیات پراکنده

 
رودکی
رودکی » ابیات پراکنده
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع ببرد نسل این هر دو، نبرد نسل فرزانه مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ه» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | ج | د | ر | ز | س | ش | غ | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

شماره ۱: مر ترا زر و گهر باشد عطا

شماره ۲: هست چون پیش داس نوکر پا

شماره ۳: ای عجبی! مردمی تو، یا دریا

شماره ۴: ز مکر روبه و زاغ وز گرگ بی‌خبرا

شماره ۵: با پسندر کینه دارد همچو بادختند را

شماره ۶: نشنوی نیوهٔ خروشان را

شماره ۷: کیاخن در رباید گرد نان را

شماره ۸: تا به چنگ آرد آهو وآهو بره را

شماره ۹: اگر بر ما ببارد آذرخشا

شماره ۱۰: فرو مانی چو خر به میان شلکا

شماره ۱۱: فیلکش دشت بر گرگان خباکا

شماره ۱۲: مرا به کار نیاید سریشم وکیلا

شماره ۱۳: عدنست و کار ما همه بانداما

شماره ۱۴: مبادرت کن و خامش باش چندینا

شماره ۱۵: به سغده دار یکسر شغل راها

ب

شماره ۱۶: دگر نماید ودیگر بود به سان سراب

شماره ۱۷: جامهٔ خانه بتبک فاخته گون آب

شماره ۱۸: تا کی فضول گویی و آری حدیث غاب

ت

شماره ۱۹: بشکندش پر و بال و گردد لت لت

شماره ۲۰: تار تار پود پود اندر فلات آن فوات

شماره ۲۱: چون بود درست بیسیارت

شماره ۲۲: ای زان زلفک شکست و مکست

شماره ۲۳: هم بشوی گاو و هم بخایی برغست

شماره ۲۴: اگر کبک بگریزد از من رواست

شماره ۲۵: همه نیوشهٔ نادان به جنگ و فتنه و غوغاست

شماره ۲۶: جز که از فریاد و زخمه‌ات خلق را کاتوره خاست

شماره ۲۷: فرح بخش‌تر از فرسنا فدست

شماره ۲۸: که نگهدار لاد بنیادست

شماره ۲۹: مر نیک بختیم را بر روی او نشانست

شماره ۳۰: اگرچه خانهٔ تو نوبهار برهمنست

شماره ۳۱: جامهٔ جامه به نیک فاخته گونست

شماره ۳۲: بد مر آن را که دل و دیده پلیدست و پلشت

شماره ۳۳: و اندوه و غیش من ازان جعد و غیشت

شماره ۳۴: ستایم نباشد نکو جز به نامت

شماره ۳۵: هم چنان کز خاک بود انبودنت

ج

شماره ۳۶: ز فرمانش خالی مباد ایچ مرج

شماره ۳۷: دور شو از راه بی کرانهٔ ترفنج

شماره ۳۸: مر ترا کشی و فیزین و غنوج

د

شماره ۳۹: وز مجد بنا داری بر برده مشید

شماره ۴۰: نصرة و فتح پیشیار تو باد

شماره ۴۱: نگارا، مکن این همه زشتیاد

شماره ۴۲: کنون توانی، باری، خشوک پنهان کرد

شماره ۴۳: چون گه خواب بود سوی نغل باید شد

شماره ۴۴: آیین جهان چونین تا گردون گردان شد

شماره ۴۵: جامهٔ خانه بتیک فاخته گون شد

شماره ۴۶: همچو قیر و شبه سیاه آمد

شماره ۴۷: مکروه تو ما را منما یاد خداوند

شماره ۴۸: چون تو بس دید و بیند این دیرند

شماره ۴۹: فرا بند در خانه به فلج و بپژاوند

شماره ۵۰: پیچیده به عافیت چو فرغند

شماره ۵۱: لیک ز هر نیک و ز هر بد نوند

شماره ۵۲: ستاخی ز مشک و شاخ ز عنبر، درخت عود

شماره ۵۳: بزار از بر شاخک همی فنود

شماره ۵۴: شگفت باشد کو از گناه ساده بود

شماره ۵۵: راست چون کشتییست قیراندود

شماره ۵۶: که بهر دفع حوادث ترا به کار آید

ر

شماره ۵۷: تیغت ماهیست، دشمنانت کبودر

شماره ۵۸: زر مشت افشار و شاهانه کمر

شماره ۵۹: تو اکنون بیا و زونجم بخور

شماره ۶۰: پای آزادگان نیابد سر

شماره ۶۱: کشت و درودم اینست، خرمن همین و شد کار

شماره ۶۲: همارا به آخشیج، همارا به کارزار

شماره ۶۳: که من گویم: خوردست سوسمار

شماره ۶۴: زخمه فرو هشت زندواف به طنبور

شماره ۶۵: کمان آدنیده شود ژاله تیر

ز

شماره ۶۶: بانگ رود و بانگ کبک و بانگ تز

شماره ۶۷: به حق آن روی خوب، کز گرفتی براز

شماره ۶۸: چون عمل بادا ترا عمر دراز و دیر باز

شماره ۶۹: همچو اندر فسیله اسب نهاز

شماره ۷۰: در مه بهمن بتاز و جان عدو سوز

س

شماره ۷۱: بتیم وا تگران آید از در تیماس

ش

شماره ۷۲: ترا بهره کرده سعادت زواش

شماره ۷۳: نزد رخسارهٔ تو هست خراش

شماره ۷۴: قدحی می بخورد راست کند زود هراش

شماره ۷۵: به سر تو همی زند سر پاش

شماره ۷۶: وان گاه ز هبک نوش کردش

شماره ۷۷: شکر پاشش ز یک پله است و از دیگر فلا سنگش

شماره ۷۸: بسا کسا! که بره است و فرخشه بر خوانش

شماره ۷۹: زوش خواندم ترا، که هستی زوش

شماره ۸۰: ناگهان باز خورد برف و غیش

شماره ۸۱: و آن کو نرود راست همه مرده همی دیش

شماره ۸۲: خواهد ز کردگار به حاجت مراد خویش

غ

شماره ۸۳: همه شادی او غمان آمیغ

ک

شماره ۸۴: تا به من احسانت باشد، احسن الله جزاک

شماره ۸۵: آلودگیت در همه ایام نشد پاک

شماره ۸۶: اندرین خانه بسان نو بیوک

گ

شماره ۸۷: آن غراشیده ز من، رفته به جنگ

شماره ۸۸: آن چنان که نجنبید او را هیچ رگ

ل

شماره ۸۹: چو گردون دوستان والا همه سال

شماره ۹۰: دولتت بادا حریف، دشمنت غیشه و نال

شماره ۹۱: ای میر علی حکمت، عالم به تو در غال

شماره ۹۲: یافتن را همی نیابم ویل

م

شماره ۹۳: که نیز تا نچمم کار من نگیرد چم

شماره ۹۴: بتواند زدود زین دلم غم خواره زنگ غم

شماره ۹۵: زیرا که حرامست تیمم به لب یم

شماره ۹۶: از گرانیت، گر شوی بر بام

شماره ۹۷: ایدون ز باغ قطرهٔ شبنم نیافتم

شماره ۹۸: که رسد نان پاره‌ایت برم

شماره ۹۹: به روز وقت شمارم، به شب ستاره شمارم

شماره ۱۰۰: که برآید رطب ز کانازم

شماره ۱۰۱: زیر دو زلفکانت به نخچیزم

شماره ۱۰۲: چون سیب پژمرده بر آونگم

شماره ۱۰۳: کوژ گشتیم و چون درونه شدیم

شماره ۱۰۴: این جهان چون بتست و ما شمنیم

ن

شماره ۱۰۵: پس درو کرد اندکی روغن

شماره ۱۰۶: چو از گاوان یکی باشد، که گاوان را کند ریخن

شماره ۱۰۷: ننهد منت بر ما و پذیرد هن

شماره ۱۰۸: خویشتن اندر نهادمی به فلاخن

شماره ۱۰۹: پیش آی و سه بوسه ده و میلاویه بستان

شماره ۱۱۰: شدستند زی ساری و ساریان

شماره ۱۱۱: جانورسوی سپنج خویش جویان و روان

شماره ۱۱۲: لشکرت همواره یافه، چون رمهٔ رفته شبان

شماره ۱۱۳: زرین گشتم برون سیمین دندان

شماره ۱۱۴: که از گریستن اوست این زمین خندان

شماره ۱۱۵: به آب اندرون بر مثال نهنگان

شماره ۱۱۶: بوسه ای چند برو بر نهی و بر نس من

شماره ۱۱۷: آرنگ نخواهد که شود شاد دل من

شماره ۱۱۸: کس نخورد نوش و شکر با پیون

شماره ۱۱۹: به تن و جان و مهر داده ربون

شماره ۱۲۰: ز بهر مدح خواهانت زشروان تا به آبسکون

شماره ۱۲۱: سر از دریچهٔ رنگین برون کند زرین

شماره ۱۲۲: به مورد ماند، گر مورد روید از نسرین

شماره ۱۲۳: هم باد برین آید و هم باد فرودین

شماره ۱۲۴: بود همچو چرزی به چنگال شاهین

شماره ۱۲۵: کلفتش بسدین و تنش زرین

شماره ۱۲۶: نیات خاک و تو اندر میان خاک آگین

و

شماره ۱۲۷: چون گرد به ماندستم تنها من واین باهو

شماره ۱۲۸: نماند فزون تر ز سالی پرستو

شماره ۱۲۹: هر ابر بهارگاه بابختو

شماره ۱۳۰: رنگ من با تو نبندد بیش ازین ملماز تو

ه

شماره ۱۳۱: ای دریغ! آن گو، هنگام وفا سام گراه

شماره ۱۳۲: همه گرد آمدند در دو و داه

شماره ۱۳۳: که تو کردی باولم دسته

شماره ۱۳۴: گاه آشفته و گه آهسته

شماره ۱۳۵: چنان بانگ آرم از بوسش، چنان چون بشکنی پسته

شماره ۱۳۶: تا سرو سبز باشد و بار آورد پده

شماره ۱۳۷: و آتش دیگر ترا هیزم پده

شماره ۱۳۸: نمانیدست ساراوی و کرهٔ اوت مانیده

شماره ۱۳۹: همه خوابست و خواب باد فره

شماره ۱۴۰: انگشتهٔ او را نه عدد بود و نه مره

شماره ۱۴۱: پنهان شود بدو در سرخاره

شماره ۱۴۲: یک بیت پرنیان کنم از سنگ خاره

شماره ۱۴۳: کس برنداشتست به دستی دو خربزه

شماره ۱۴۴: کم عیش نیک و دخل بی اندازه

شماره ۱۴۵: این مرده اگر خیزد، ورنه من و چلغوزه

شماره ۱۴۶: گردند همه جمله و بر ریش تو شاشه

شماره ۱۴۷: گیتی به آرام اندرون، مجلس به بانگ و ولوله

شماره ۱۴۸: وز دو گل سرخ اندر و پر گاله

شماره ۱۴۹: ای دین خردمند را تو رخنه

شماره ۱۵۰: تو چون یاقوت سرخ اندر میانه

شماره ۱۵۱: بر گردن هاروت زاو لانه

شماره ۱۵۲: ببرد نسل این هر دو، نبرد نسل فرزانه

شماره ۱۵۳: سوار رزم ساز و گرد نستوه

ی

شماره ۱۵۴: گه آشفته‌ای و گه آهسته‌ای

شماره ۱۵۵: هده خواهی ز من و بیهده‌ای

شماره ۱۵۶: از حال من ضعیف بیندیش چاره‌ای

شماره ۱۵۷: گه بدین بوستان چشم گشای

شماره ۱۵۸: بخوری بیش، تشنه‌تر گردی

شماره ۱۵۹: به شرم دارد خورشید اگر کنم سپری

شماره ۱۶۰: تا زنی بر لبم تو زابگری

شماره ۱۶۱: زان که افشک می‌کند مر باغ و بستان را طری

شماره ۱۶۲: که: تا کی کشم از خسر ذل و خواری

شماره ۱۶۳: پیل دمنده به گاه کینه گزاری

شماره ۱۶۴: که تو راز به از من به سر بری

شماره ۱۶۵: بر سبزه باده خوش بود اکنون، اگر خوری

شماره ۱۶۶: موزهٔ چینی می‌خواهم و اسب تازی

شماره ۱۶۷: گنه کار ماییم و تو بی کنازی

شماره ۱۶۸: به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی

شماره ۱۶۹: آتشکده دارم سد و بر هر مژه ای ژی

شماره ۱۷۰: به تیمار جهان دل را چرا باید که بخسانی

شماره ۱۷۱: مرا سینه پر انجوخ و تو چون چفته کمانی

شماره ۱۷۲: می خواهی و گل و نرگس، از آن دو رخ جوی

شماره ۱۷۳: زلفست آن یا چوگان؟ خالست آن یا گوی

شماره ۱۷۴: پرنیان گشت باغ و برزن و کوی

شماره ۱۷۵: وین دیگر به جمله همه راوی

شماره ۱۷۶: جز راستی نجویی، ماناتر از وی

شماره ۱۷۷: روزم ندهد بی تو روشنایی