گنجور

ابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزج

 
رودکی
رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزج
 

پاره ۱: شبی دیرند و ظلمت را مهیا

پاره ۲: درنگ آر ای سپهر چرخ وارا

پاره ۳: چراغان در شب چک آن چنان شد

پاره ۴: چو یاوندان به مجلس می گرفتند

پاره ۵: نیارم بر کسی این راز بگشود

پاره ۶: اگرچه در وفا بی شبهی و دیس

پاره ۷: بود زودا، که آیی نیک خاموش

پاره ۸: الهی، از خودم بستان و گم کن

پاره ۹: سر سرو قدش شد باژگونه

پاره ۱۰: تو ازفرغول باید دور باشی

پاره ۱۱: به راه اندر همی شد شاهراهی

پاره ۱۲: بهشت آیین سرایی را بپرداخت