گنجور

شمارهٔ ۶

 
رودکی
رودکی » قصاید و قطعات
 

پوپک دیدم به حوالی سرخس

بانگک بر برده به ابر اندرا

چادرکی دیدم رنگین برو

رنگ بسی گونه بر آن چادرا

ای پرغونه و باژگونه جهان

مانده من از تو به شگفت اندرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

با استناد به یک نسخه‌ی چاپی (گزیده‌ی اشعار رودکی - دکتر جعفر شعار و دکتر حسن انوری، نشر علم ۱۳۷۳، ص ۱۰۳) ترکیب «با بر» در مصرع اول با «به ابر» جایگزین شد.

فیروز نوشته:

بادرود
از دوستان خواهشمندم .نسبت به معنای سروده ها هم نظر بدهند تا عقاید شاعر بیشتر به میان عموم برده شود.

مهرداد پارسا نوشته:

پوپک نام پارسیِ هدهد است که در ادبیات عامه بخصوص داستان سلیمان و ملکه سبا نقشی پررنگ دارد.

از ویژگی های منحصر بفرد ادبیات فارسی که سبکِ خراسانی می تواند نمادی واقعی از روح حاکم بر آن باشد این است که با نگاهی معصومانه و خالص طبیعت اطراف را می کاود و اوجِ حیرت فلسفی آن از مشاهدۀ زیبایی های طبیعی حاصل می شود؛ برعکس ادبیات پرطمطراق، ذهنی و تصنعیِ عرفانی که معمولا قشر خاصی از جامعه را با داشتن علوم معقول و منقول مخاطب خود قرار داده است.

حقیقت فلسفه در واقع همین نگاه خالص و بی غلّ و غشِّ شعرای پارسی گوی سبکِ خراسانی است که مقدمه شاهنامه و ستایش خرد توسط فردوسی، و همچنین گرامیداشت زندگانی زمینی و زیبایی ها و نشاط طبیعی آن در رباعیاتِ خیام، و البته عرفانِ ایرانی غزلیات حافظ که رندانه زمین و آسمان را به هم پیوند می دهد و هر چه حیرت است از نقش و خط و خال معشوق می گیرد و زبان ایماها و اشاره های هستی را به خوبی فهم می کند، از مصادیق روشن و واضح آن است. این همه با عرفانِ نوافلاطونیِ صوفیه بسیار متفاوت است؛ و تمام این معصومیت و خلوصِ دستگاه معرفت شناسی خاص حکیمان ایران زمین است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام